دوره و شماره: دوره 1، شماره 2، تیر 1392 
مقالات

تکنیک های دیپلماتیک «ابن فرا»

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36791

روح اله اسلامی

چکیده یکی از هدف‌های علم سیاست پرهیز از خشونت و ایجاد شرایط و ساختاری است که از طریق آن صلح تأمین شود. در قرن بیستم متفکران سیاست خارجی، دیپلماسی و حقوق بین‌الملل راجع به تنظیمات سیاست و رفتار بازیگران بین‌الملل تکنیک‌های زیادی را بامنطق مکانیکی و کوانتومی ابداع کرده‌اند. در دوران سنتی که دولت ملّی، سازمان های بین‌الملل، وزارت‌خانه‌ها و سفارت‌ها موجود ‌نبودند و قدرت سیاسی شکلی پادشاهی و استبدادی داشت، برخی از متفکران راجع به آداب دیپلماتیک و تشریفات و تکنیک‌ها در رفتار بازیگران بین‌الملل گزاره‌هایی ارزشمندنوشته‌اند. «ابن فرا» نویسنده‌ای بسیار خلّاق و سیاست‌شناس در دورۀ میانۀ اسلامی است که یکی از نخستین رساله‌های آداب دیپلماتیک و تشریفات سفارت را با منطق حکومت مندی سنتی و متافیزیکی با استفاده از منابع اسلامی، یونانی و ایرانی نوشته است. «رسل‌الملوک‌» رساله‌ای کاملاً تکنیکی است که در آن از استخدام و آموزش و تمرین، تا ویژگی‌های دیپلمات و تشریفات جزئی سفارت مورد تحلیل قرار گرفته است. این مقاله با استفاده از روش پدیدارشناسی و چارچوب تئوری حکومت مندی دیپلماسی، قصد دارد کتاب «رسل‌الملوک»، را به‌صورت انتقادی واکاوی کند.

مقالات

جستاری در آغاز، فرآیند و فرجام کنش جمعی جهان عرب با بهره‌گیری از رویکرد تغییر فرهنگی

صفحه 23-46

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36793

حسین اطهری، سیدعباس حسینی داورانی

چکیده از زمان آغاز جنبش‌های موسوم به «بهار عرب»، متفکران حوزه‌های مختلف در سراسر جهان به چیستی و چرایی آن‌ها از منظر رویکردهای مختلف پرداختند. یکی از رویکردهایی که می توان از طریق آن رخدادهای عربی را مورد بررسی قرار داد تغییر فرهنگی و تحلیل ارزش‌های بقا و ابراز وجود در این کشورهاست که در این نوشتار مورد بحث قرار گرفته است. براساس این مفروض که کنش جمعی در هر کشور هم‌سو با ارزش‌های فرهنگی آن جامعه و تغییر فرهنگی است، تلاش نگارندگان مقاله معطوف به پاسخ به این پرسش است که کنش جمعی اعراب موسوم به بیداری اسلامی یا بهار عربی بر اساس کدام نوع ارزش‌های فرهنگی شکل گرفته است و آغاز، فرآیند و فرجام آن چه ویژگی‌هایی دارد. انتظار داریم تا در پایان به تأیید این فرضیه برسیم که جهان عرب، کشورهایی برخوردار از ارزش‌های بقا هستند و متناسب با این ارزش‌ها، وارد کنشی شدند که بسیار دیرهنگام، خشونت‌آمیز و پیچیده بود که فرجام آن چیزی جز باز تولید مسأله و رشد ارزش‌های بقا نخواهد بود.

مقالات

رویکرد اخوان‌المسلمین در قبال فرآیند دموکراسی در مصر

صفحه 47-69

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36794

هادی صادقی اول، محمدرضا چیت‌سازیان

چکیده اگرچه «اخوان‌المسلمین» از بدو تأسیس تا کنون نقش به‌سزایی در شکل گیری روند تحولات مصر داشته است، با این حال در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از وقوع انقلاب 25 ژانویه 2011 این گروه خود با تحولات سینوسی سترگی روبه‌رو شده است. تکیه بر سریر قدرت با کسب نخستین منصب ریاست جمهوری مصر پس از انقلاب توسط محمد مرسی و سقوط ناگهانی وی از قدرت و انحلال این جمعیت و حتی دستگیری و محاکمه پیشروان این نهضت، جمعیت اخوان و رهروان آن‌ها را با چالش بزرگی در خصوص چگونگی نقش‌آفرینی آن‌ها در آیندۀ سیاسی مصر روبه‌رو ساخته است. در واقع اگر وقوع انقلاب 25 ژانویه را کوششی برای کنار زدن دیکتاتوری از صحنۀ سیاست مصر و پیروزی محمد مرسی در انتخابات ژوئن 2012 را اولین تلاش جدی برای تثبیت دموکراسی در مصر در نظر بگیریم، سرنگونی مرسی و به تبع آن انحلال اخوان‌المسلمین تنها چند ماه پس از انتخابات آن هم با بهانه عدم رعایت قواعد دموکراسی توسط اخوان‌المسلمین و البته با وقوع کنشی شبه کودتایی در مصر، پرسش های چندی را در تحلیل دقیق تحولات فعلی و چشم‌انداز آتی مصر و به‌ویژه نوع واکنش اخوان به این وضعیت به‌وجود آورده است. خصوصاً اگر بپذیریم جمعیت اخوان در حال حاضر صرفاً به‌لحاظ نهادی با خطر انحلال کامل روبه‌رو شده و به‌لحاظ اندیشه ای همچنان می تواند از آبشخورهای بیش از 8 دهۀ حیات خود بهره بگیرد، پرسش هایی از این قسم مطرح خواهد شد که اولاً اخوانی‌ها به عنوان گروهی اسلام گرا با عطف توجه به تجربیات نزدیک به 80 سالۀ خود تا چه اندازه با قواعد دموکراسی به معنای واقعی آن آشنا هستند و ثانیاً تا چه حد آن‌گونه‌که مخالفان اخوان معتقدند پس از کسب قدرت در مصر انقلابی، آرمان های دموکراتیک این کشور را رعایت یا زیر پا گذاشتند.

مقالات

تبیین رئالیستی منازعۀ بین‌المللی قدرت در سوریه و پیامدهای آن برای امنیت جمهوری اسلامی ایران

صفحه 70-93

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36795

مجید عباسی، وحید محمدی

چکیده زمانی‌که دومینوی سقوط سران کشورهای عرب از تونس آغاز شد، پیش‌بینی رسیدن این موج به سوریه و ایجاد منازعه ای گسترده در سطوح مختلف داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای دشوار بود، اما با گذشت اندک زمانی پس از گسترش اعتراضات در سوریه، تلاش بازیگران مختلف برای جهت‌دهی تحولات به نفع خود آغاز و منازعۀ تمام عیاری در این نقطۀ حساس از خاورمیانه میان بازیگران مختلف منطقه ای و فرامنطقه ای شروع شد. با توجه به وابستگی متقابل امنیتی جمهوری اسلامی ایران و سوریه بررسی چرایی شکل گیری این منازعه و نیز تأثیر آن بر امنیت ملّی جمهوری اسلامی ایران حائز اهمیت است. سؤال پژوهش این است که علل شکل گیری منازعه بین المللی (در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای) در سوریه و تأثیرات آن بر امنیت ملّی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در پاسخ به بخش نخست پرسش، این پژوهش بیان می دارد که علت شکل گیری منازعه میان کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای در سوریه دنبال شدن الگوهای رفتاری ناشی از ساختار آنارشیک (ترس، بقامحوری و قدرت‌طلبی) بوده که با ایجاد منافع متعارض و به هم زدن موازنۀ قوا سبب‌ساز منازعه می گردد. برای بررسی تبعات سقوط بشار اسد(بخش دوم سؤال)، از مفهوم تهدید وجودی «باری بوزان» بهره گرفته شده و بیان می گردد این مسأله می تواند با تاثیرگذاری منفی بر عمق استراتژیک خارجی و نظامی جمهوری اسلامی ایران و نیز تغییر موازنۀ قوا به ضرر آن، زمینه‌ساز تهدیدی وجودی گردد. چون در این پژوهش مجال بررسی منافع تمامی بازیگران بین المللی درگیر در منازعۀ سوریه وجود ندارد، با استفاده از سطوح تحلیل «پاتریک مورگان» (سطوح منطقه ای و نظام بین‌الملل)، منطق قدرت های کم‌شمار «کنت والتز» و نیز دولت‌‌محوری مورد تأکید در نظریه رئالیسم، تنها رفتار چهار بازیگر قدرتمند در این دو سطح (آمریکا و عربستان به عنوان طرفداران تغییر وضع موجود در سوریه و روسیه و جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشورهای طرفدار حفظ وضع موجود) مورد بررسی قرار گرفته است.

مقالات

تأثیر عوامل متغیر در ناهمانندی کارکردهای سیاست خارجی ایران (1357-1384)

صفحه 47-126

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36799

محسن خلیلی

چکیده در سیاست بین الملل، جهت گیریِ سیاست خارجی دولت ها به میزان قابل‌توجهی تحت‌ تأثیر عوامل ثابت و متغیرِ موجود در خمیرمایۀ ژئوپلیتیک کشورها است. نگارندگان با الهام‌گیری از مقوله‌های سه‌گانۀ سیاست خارجی (جهت‌گیری، نقشِ ملّی و هدف‌ها)، کوشش می کنند تا تأثیر عوامل متغیر در تعیین سیاست ‌خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دورۀ‌ زمانی 1357تا1384 بیان کنند. همچنین، با استفاده از مقولۀ‌ قدرت ملّی در ژئوپلیتیک، کوشش می‌کنند نشان دهند چرا دوره‌های زمانی گوناگون به‌همراه گفتمان‌های متمایز، بر سیاست خارجی ایران در سال‌های 1357تا1384، حاکم بوده است. درواقع، به‌نظرمی‌رسد، عوامل متغیرِ تعیین‌کنندۀ‌ سیاست خارجی، تغییرات کیفی موجود در سیاست خارجی ایرانِ پساانقلاب را توجیه می‌کنند.

مقالات

تأثیر شبکۀ متداخل استراتژیک ایران بر دیپلماسی منطقه‌ای جمهوری اسلامی

صفحه 94-125

https://doi.org/10.22067/jipr.v1i2.36797

فرهاد قاسمی، زهرا لطفیان اکبرآبادی

چکیده تحول در نظام بین‌الملل و مرزبندی‌ها و اهمیت یافتن چگالی فرآیند ارتباطات درون آن و به عبارتی پیچیدگی سیستم جهانی، سبب ناکارآمدی نگرش‌های سنتی در دیپلماسی شده است. از این منظر، حوزۀ مطالعات دیپلماتیک نیاز به رهیافت نوینی دارد که برای این منظور «نظریۀ شبکه» می‌تواند مفید باشد. در همین راستا، این پرسش مطرح می‌شود که با توجه به مدل تحلیلی شبکه‌های متداخل، تأثیر شبکۀ متداخل جمهوری اسلامی ایران بر دیپلماسی منطقه‌ای آن چیست؟ نویسندگان مقاله حاضر بر این باورند که شبکۀ متداخل جمهوری اسلامی ایران و ویژگی‌های ساختی و درونی آن سبب تغییر وضعیت چانه‌زنی منطقه‌ای کشورمان شده و مدل منطقی و فیزیکی سیستم دیپلماتیک ایران را تحت تأثیر قرارمی‌دهد. همچنین، محیط شبکۀ متداخل فرصت‌ها و محدودیت‌هایی برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در دست‌یابی به منافع ملّی و تأمین اهداف سیاست خارجی پدید می‌آورد. از این منظر دیپلماسی شبکه‌ای هوشمند یکی از مهم‌ترین و متعارف‌‌ترین سیستم‌های دیپلماتیک در عرصۀ سیستم نوین بین‌الملل است.