چرخه سیاستگذاری رمزارزها در ایران بر اساس منطق سیاست در عصر اطلاعات
دوره 14، شماره 2، شهریور 1405، صفحه 374-396
https://doi.org/10.22067/irlip.2026.94712.1692
روح اله اسلامی، ابوالفضل طاهری
چکیده ارزهای دیجیتال بهعنوان فناوری نوظهور در حوزه مالی، در ایران با رشد سریع کاربران مواجه شدهاند، اما فاقد چهارچوب قانونی و سیاستگذاری منسجم هستند. این پژوهش با هدف تحلیل چرخه سیاستگذاری رمزارزها در ایران و ارائه راهکارهای بومی انجام شده است. سوال اصلی این پژوهش آن است که چرخه سیاستگذاری رمزارزها در ایران با چه فلسفه و دکترینی صورت گرفته است؟ این مطالعه بر اساس مدل چرخه سیاستگذاری عمومی و با روش اسنادی-نهادی و رویکرد ترکیبی کمی-کیفی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که اقدامات دولت محدود و پراکنده بوده و سیاستگذاری کلان و هماهنگ وجود ندارد. در نهایت، ضرورت طراحی چهارچوب سیاستی جامع و متناسب با شرایط بومی ایران برای بهرهبرداری بهینه و مدیریت تهدیدات فناوری رمزارز تأکید شده است. این مطالعه میتواند راهنمایی برای ارتقاء حکمرانی در این حوزه باشد.
رویکرد روسیه به امارت اسلامی افغانستان: تعامل امنیتی و ژئوپلیتیک در پرتو سند امنیت ملی ۲۰۲۱
دوره 13، شماره 2، تیر 1404، صفحه 300-323
https://doi.org/10.22067/irlip.2025.91403.1608
روح اله اسلامی، علیرضا انصاری کارگر، عتیق الله رحیمی
چکیده تحولات و دگرگونیهای افغانستان در بازههای زمانی مختلف، به نحوی بر سیاستگذاریهای راهبردی و امنیتی کشورهای منطقه تأثیر گذاشته است. این کشور به دلیل همجواری با «حیاط خلوت» روسیه، یعنی کشورهای آسیای مرکزی، از جایگاه ژئوپلیتیکی ویژهای برای مسکو برخوردار است. روسیه در سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۱، با نگاهی گسترده به مفهوم امنیت، تهدیدات ناشی از قلمرو افغانستان پس از به قدرت رسیدن امارت اسلامی در سال ۲۰۲۱ را به صورت غیرمستقیم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، مقاله حاضر تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که رویکرد امنیتی و ژئوپلیتیکی روسیه نسبت به امارت اسلامی، در چارچوب سند امنیت ملی ۲۰۲۱، چگونه تعریف شده است؟. فرضیه نویسندگان بر این استوار است که مسکو، در چارچوب این سند، به دنبال تعاملات امنیتی و ژئوپلیتیکی با بازیگران جدید در کابل میباشد. برای پاسخ به این پرسش و بررسی فرضیه، از روش تحقیقِ تحلیل محتوا استفاده شده و دادههای اولیه از منابع کتابخانهای و خبرگزاریهای معتبر گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که رویکرد روسیه به امارت اسلامی در دو بُعد امنیتی و سیاسی طراحی شده است. در بُعد امنیتی، این رویکرد شامل سازوکارهای امنیتی با محوریت افغانستان، همکاریهای نظامی و رزمایشها، و حمایت از سیاستهای ضد داعشی امارت اسلامی میباشد. در بُعد سیاسی نیز، روسیه در راستای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا، از مکانیسمهایی نظیر «الگوی فرمت مسکو» و «کمیته تماس منطقهای» بهره میگیرد و تلاش میکند در نشستهای سیاسی منطقهای، همچون نشست دوحه، نفوذ بیشتری کسب کند.
تحول در دیپلماسی اقتصادی برزیل و الزامات آن برای ایران
دوره 13، شماره 1، دی 1403، صفحه 23-1
https://doi.org/10.22067/irlip.2024.87216.1511
روح اللّه اسلامی، حمید جابری
چکیده برزیل به عنوان کشوری که در دهه 1980 جزو بزرگترین بدهکاران دنیا محسوب میشد، از اواسط دهه 1990 با اصلاحات اقتصادی توانست مسیر پیشرفت و توسعه را با سرعتی کم نظیر بپیماید؛ اما دیپلماسی اقتصادی برزل در طی کمتر از یک دهه گذشته از سیاست های بسته عبور کرده و خواهان ادغام در نظم اقتصادی جهانی است. لذا پرسش مقاله حاضر این است که چگونه دیپلماسی اقتصادی برزیل از حمایتگرایی گذار و به سمت ادغام در اقتصاد جهانی حرکت کرده و ارتباط آن با ایران چیست. با به کار گیری نظریه وابستگی متقابل پیچیده در تحلیل دیپلماسی اقتصادی برزیل ، مشخص شد که این کشور ضمن کنار گذشتن سنت حمایتگرایی و گرایش به ادغام در ژئواکونومی جهانی، به تنوع سازی در شرکای خود در قالب توافقنامههای تجاری، کاهش اتکای صرف به مرکوسور، تقویت ورود سرمایه خارجی و حضور سرمایهگذارن برزیلی در خارج از مرزها، اتخاذ سیاست چندجانبه گرایی در قالب نهادهای بین المللی، کاهش نرخ تعرفه و موانع غیر تعرفهای پرداخته است؛ لزوم انعقاد پیمانهای تجارت ترجیحی و خصوصا آزاد میان ایران و برزیل، ایجاد ظرفیت صادراتی با توجه به مکمل بودن اقتصاد دو کشور و نیز عبور از چالش هایی از قبیل نرخ تعرفه و همکاری در جهت چندجانبه گرایی در قالب نهادهایی چون بریکس، مواردی هستند که به عنوان مسیر جهش و تقویت حوزه سیاستگذاری خارجی ایران در قبال برزیل را نشان می دهند.
واکاوی مفهوم صلح بین جوامع سیاسی در مکتب سیاسی هرات
دوره 12، شماره 1، آذر 1402، صفحه 413-431
https://doi.org/10.22067/irlip.2023.77930.1306
محمد داود عرفان، حسین اطهری، روح اله اسلامی، مهدی نجف زاده
چکیده مکتب سیاسی هرات که با تأسی از اندیشههای اسلامی- عرفانی مولانا عبدالرحمان جامی و شبکهای از دانشمندان دوران تیموری شکل گرفته است، بر عدل، صلح، زبان فارسی، مدارا و تساهل، آموزههای ایران باستان و آموزههای ترکی- مغولی تأکید دارد. امیرعلی شیرنوایی، وزیر دربار تیموریان و مولانا حسین واعظ کاشفی دو تن از شاگردان جامی در بارور شدن مکتب سیاسی هرات، نقش ارزندهای را ایفا کردهاند. آموزههای جامی از طریق این دو، وارد جوامع سیاسی آن دوره شده و از طریق دربار در زمینهی اجتماعی و فرهنگی عملاً جریان یافته است. صلح یکی از کلیدیترین مفاهیمی است که با مفاهیم دیگری چون مصلحت، مصالحه، مدارا و تساهل همپوشانی داشته و در نظریه و عمل مکتب سیاسی هرات تبلور یافته است، طوریکه عصر تیموریان یکی از ادوار صلحآمیز تاریخ منطقه بهشمار میرود. این مقاله با چارچوب مفهومی مکتب سازه انگاری و روششناسی هرمنوتیک کوئنتین اسکینر در صدد پاسخ به پرسش جایگاه صلح بین جوامع در اندیشهی سیاسی مکتب هرات است. به نظر میرسد که حضور مولانا جامی رهبر فرقهی نقشبندیه که به صلح مدارا مشهور است؛ بهعنوان مشاور بزرگ فرهنگی دربار، یکی از دلایل اصلی فضای صلحآمیز دورهی تیموریان است. جامی با ایجاد شبکهای از اندیشمندان عرفانیمشرب، در درون و بیرون از حاکمیت تیموری، صلح را به عنوان وضعیت اصلی آن دوره مطرح ساخته بود.
بازنمایی امر منازعه در روابط ایران و عربستان(1397-1392)
دوره 11، شماره 2، فروردین 1402، صفحه 32-53
https://doi.org/10.22067/irlip.2022.75496.1247
روحاله اسلامی، فریده امانی
چکیده ایران و عربستان از تأثیرگذارترین و مهمترین کشورهای منطقه خاورمیانه و در حوزهی بزرگتر جغرافیایی و عقیدتی جهان اسلام هستند که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، روابط خصمانه و تقابلگرایانهای در قبال دیگری در پیش گرفتند. رویکردهای متفاوت دو کشور در مسائل منطقهای و جهانی، تلاش دو کشور برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، تبدیل شدن دو کشور بهعنوان نمادی از قطبهای مذهبی شیعه و سنی، مواضع طرفین در خصوص بحران های منطقهای باعث شد تا رابطهای نه چندان مثبتی بین دو کشور حاکم باشد و در مواردی منجر به تنش و نزاع گردد. در همین راستا، نگارندگان به دنبال پاسخ به این سوال اساسی هستند که چرا بهرغم همگونی مذهبی و منافع منطقهای دو کشور ایران و عربستان همچنان بر دشمنیهای خود اصرار ورزیدهاند؟ در پاسخ به سوال پژوهش بر اساس چارچوب نظری امنیت هستیشناختی این فرضیه مطرح میشود که پایبندی دو کشور ایران و عربستان سعودی بر دشمنی خود با دیگری به امری عادی تبدیل شده که منافع آنها را به نحوی مطلوبتر برای آنها تأمین میکند و هر دو کشور نمیخواهند با تغییر نگاه خود به دیگری این روند عادی را برهم زده براین اساس منازعه آنها بعد هویتی (سازهانگارانه) و هستی شناسی دارد. روش تحقیق در این پژوهش، تفسیری و شیوه گردآوری دادهها به روش کتابخانهای و مقالات، سایتها و... میباشد.
پیوستار قدرت در سیاست خارجی از دیدگاه فروغی
دوره 7، شماره 2، دی 1398، صفحه 167-192
https://doi.org/10.22067/jipr.v7i2.69532
علیرضا صحرایی، محسن خلیلی، مرتضی منشادی، روح الله اسلامی
چکیده پیوستار قدرت در سیاست خارجی دربرگیرنده قدرت سخت (اجبارآمیز، بیواسطه و فیزیکی) و قدرت نرم (غیرمستقیم و بلندمدت و تکیه بر مجابسازی تا زور) است. برای برساختن پیوستار قدرت در سیاست خارجی از نوشتار کریستوفر هیل بهرهگیری و سپس نوشتارهای محمدعلی فروغی- از بازیگران اصلی سیاست در عصر پهلوی اول- بازخوانی شد. پرسش اساسی مقاله این بود که کدامیک از جنبههای پیوستار قدرت در سیاست خارجی، بیشتر طرف توجه فروغی بود؟ نوشتار بر این فرضیه استوار شد که توجه محمدعلی فروغی در پیوستار قدرت، به ابعاد نرم قدرت در سیاست خارجی ایران بوده است. او با آگاهی از شرایط زمانه و معرفت از نظام بینالملل دانسته بود که ایران در ابعاد سخت پیوستار قدرت، توانایی معطوف به عمل ندارد. این پژوهش بر اساس ماهیت و روش، تاریخی-تبیینی است.
الگوی سیاست خارجی ساسانیان
دوره 6، شماره 2، بهمن 1397، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22067/jipr.v6i2.58754
روح اله اسلامی شعبجره، محمد صحرایی
چکیده سیاست خارجی یعنی داشتن رویهای اندیشهای و فکر شده در ارتباط با سایر بازیگران بینالملل است. طبیعی است که تنها کشورهایی از سیاست خارجی برخوردارند که قدرتمند هستند. ساسانیان سلسلهای اثرگذار، قدرتمند و دارای سبک اندیشهای و کنشی در سیاست است به نحوی که متغیر مهمی در ساختار بین الملل دورة باستان داشته است. مضمون این پایاننامه بررسی الگوی سیاست خارجی ایران با استفاده از چارچوب تئوریک هالستی است. نگارنده کوشش کرده است در بررسی الگوی سیاست خارجی ساسانیان، مهمترین عوامل روابط فراگیر ایران با همسایگانش به ویژه رقیب قدرتمند آن امپراتوری روم، مواردی همچون ارمنستان، به رسمیت شناختن دین مسیحیت در روم، رقابت اقتصادی و تجاری بین ایران و چینوروم وتوسعه طلبی دو ابر قدرت (ایران و روم) در بینالنهرین و شبه جزیرة عربستان را درنظر بگیرد. در این پژوهش شاخصهایی همچون اهداف، جهتگیری، ابزارها، اقدامات وتکنیکهای سیاست خارجی ساسانیان مورد تحلیل قرار گرفته است. فرضیه چنین است که الگوی سیاست خارجی ساسانیان بر اساس الگوی خاص ایرانشهری است. برای اثبات اینفرضیه تاریخ سیاست خارجی ساسانیان در ارتباط با اعراب، ترکها، چینیها و رومیها مورد تحلیل قرار گرفته است. الگوی ایرانشهری ساسانیان بر اساس دفاع از دین زرتشت و هویت ملی ایرانشهر بوده است که حتی بعد از اسلام نیز در دولتهایی چون صفویه و جمهوری اسلامی تکرار شده است.
