دوره و شماره: دوره 2، شماره 4، بهمن 1393 
مقالات

کاربست نظریۀ موازنۀ قوا در تبیین دلایل ناکامی انقلاب مشروطه با برجسته سازی نقش روسیه

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44302

حمید احمدی، ملیحه خوش‌بین

چکیده این مقاله در پی ریشه یابی علت ناکامی مشروطه‌خواهان در دست‌یابی به آرمان ها و برنامه های دولت مشروطه است. انقلاب مشروطه پس از پیروزی، گرفتار ناملایمت‌هایی شده و در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند. در این دوره، ایران در نظام بین-الملل ادغام شده بود؛ بنابراین فهم تحولات داخلی آن بدون درک تحولات نظام بین الملل اگر غیر ممکن نباشد، کاری دشوار خواهد بود. به این ترتیب با نگاهی به وضعیت نظام بین الملل در آن مقطع تاریخی به تبیین تحولات انقلاب مشروطه می پردازیم. در این پژوهش در چهارچوب نظریۀ موازنۀ قدرت، با تکیه بر تحولات‌های ساختاری در نظام بین الملل، رویدادهای پس از انقلاب را تا زمان جنگ جهانی اول و شکست دولت مشروطه بررسی می کنیم. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسشی است که چرا انقلاب مشروطه با وجود تلاش های بسیار، چندی پس از پیروزی زود هنگام خویش ناکام ماند؟ در پاسخ به پرسش فوق می توان این فرضیه را ارائه داد: از آنجا که اهداف انقلاب مشروطه ایران با سیاست ها و منافع روسیه و متحد آن، انگلستان، در تضاد بود، این دو قدرت با همکاری یکدیگر و کارشکنی های خود بر سر راه مشروطه‌خواهان سبب ناکامی آن شدند.

مقالات

مناظره های هویتی و تحول سیاست خارجی روسیه

صفحه 23-43

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44308

سجاد بهرامی مقدم، علی اصغر ستوده

چکیده روسیه دل‌مشغول پاسخ به پرسشِ کهنِ "کیستیِ خویش" است. پاسخ های روسیه به این پرسش بر جهت گیری سیاست خارجی کشور تأثیر گذاشته است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مناظره کهن بر سر هویت ملی و اهداف اصلی سیاست خارجی روسیه دگرباره شدت گرفت. در 1992، نخبگانی که هویت خود را لیبرال وصف می نمودند با کوزیروف به تلاش های یلتسین برای پیوستن روسیه به اقتصاد بازار آزاد و هژمونی غرب در جهان پیوستند، اما از سوی اسلاوگرایان و اوراسیاگرایان به چالش کشیده شدند. در نتیجه با خروج لیبرال ها از قدرت و رشد اوراسیاگرایان سیاست خارجی روسیه دست‌خوش تغییر شد. با پایان دهۀ 1990 و در آغاز هزارۀ نو روسیه ای متجلی شد که هویت خود را نه بر اساس غرب گرایی و نه اوراسیاگرایی بلکه بر اساس احیای هویت طبیعی یا اصیل روسیه تعریف می‌کند. بدین ترتیب، جهت‌گیری سیاست خارجی روسیه یک بار دیگر دست‌خوش تغییرات رادیکال شد. در این پژوهش با روش تبیینی تأثیر مناظره های هویتی درونی بر سیاست خارجی روسیه بررسی شده است. پرسش آن است که لایه های هویتی چه تأثیری بر فرآیند سیاست خارجی روسیه داشته‌اند؟ فرضیه نگارنده این ست که "هرکدام از لایه های هویتی آتلانتیک گرایی، اسلاوگرایی، اوراسیاگرایی و روسیه گرایی اصیل، پاسخی متمایز به پرسش کیستی روسیه داده و بر این اساس غلبه هرکدام، سبب شکل‌گیری بایسته هایی متفاوت در سیاست خارجی روسیه شده است".

مقالات

دکترین نیکسون و سیاست نفتی ایران در دهۀ 1350 بررسی مقایسه‌ای بر اساسِ مدل پیوستگی «روزنا»

صفحه 44-69

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44309

فاطمه دانشور، سمانه شفیع‌زاده، محسن خلیلی

چکیده کشورهای صاحب ‌نفت در جهان‌ سوم که از دهۀ 1950 به بعد هر یک به‌شکلی درگیر مبارزه با کمپانی های بزرگ نفتی بودند، با تأسیس «اوپک» در سپتامبر 1960 در صدد استفاده از نفت به‌عنوان سلاحی برای نیل به اهداف اقتصادی و سیاسی برآمدند؛ برای نمونه، اوپک در سال های 1973 و 1974 قیمت های نفت را به‌صورت بی‌سابقه‌ای افزایش داد. نیکسون نیز تحت‌ِ تأثیر فرآیند سیاست‌گذاری خارجی، افکار عمومی آمریکا و شرایط بین‌المللی، سیاست جدیدی را در مورد خلیج ‌فارس در پیش‌ گرفت که مبتنی بر سپردن مسؤولیت حفظ ثبات و امنیت منطقه به دولت های منطقه ای بود و به «دکترین نیکسون» مشهور شد. در این شرایط و به‌ویژه تحت تأثیر دکترین نیکسون ، هدف سیاست خارجی ایران تحقق نقش ژاندارمی منطقه بود و به همین علت به خرید بیشتر تسلیحات از آمریکا روی آورد. بنیانِ مقاله، تبیین تأثیرپذیری سیاست نفتی ایران در دهۀ 1350 از دکترین نیکسون با استفاده از مدل پیوستگی «روزنا» است.

مقالات

جایگاه استراتژیک خلیج فارس در سیاست خارجی چین

صفحه 70-89

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44310

افشین متقی، مصیب قره بیگی

چکیده جمهوری خلق چین در سالهای اخیر دستخوش روند صنعتی شدن فزآینده بوده است؛ به گونه ای که این کشور، اکنون یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای در حال رشد دنیا را از آن خود کرده است. در طول دهههای 1970 و 1980، چین یکی از کشورهای صادرکنندة نفت محسوب می شد؛ اما در سال 1993، این کشور تبدیل به یک واردکنندة نفت شده و رشد اقتصادی این کشور وابسته به نفت خارجی گردید. با وجود کوششهای چین برای تنوع بخشیدن به منابع نفتی خود، این کشور به طور روزافزونی به نفت خلیج فارس وابسته میشود. جمهوری خلق چین، اکنون دومین مصرفکنندۀ بزرگ انرژی در دنیا و سومین واردکنندۀ نفت خام در جهان است و برای حفظ رشد شتابندة اقتصادی خود، نیازمند افزایش میزان نفت وارداتی است. رشد اقتصادی فزآیندۀ چین در سال های اخیر، نیاز روزافزون این کشور به انرژی را افزایش داده و امنیت در دست‌یابی به انرژی را به عنوان چشم اسفندیار این کشور مطرح ساخته است. پرسش بنیادین این پژوهش این است که جایگاه خلیج فارس در سیاست خارجی چین چیست؟ پژوهش پیش روی، با روش توصیفی- تحلیلی، به این سوال چنین پاسخ می‌گوید که خلیج فارس دارای اهمیتی استراتژیک برای چین است.

مقالات

دغدغه‌های امنیتی اتحادیۀ اروپا و توان‌مندی‌های ترکیه

صفحه 90-116

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44311

مجید محمدشریفی، مریم دارابی منش

چکیده امنیت از مهم‌ترین موضوعات در روابط ترکیه و اتحادیۀ اروپا بوده است. رهبران ترکیه همواره سعی در پیوند زدن نگرانی های امنیتی خود با اتحادیۀ اروپا داشته و تلاش کرده اند خود را به عنوان کنش‌گر تأمین کنندۀ امنیت این اتحادیه معرفی کنند. اتحادیۀ اروپا نیز در راه‌برد امنیتی جدید خود، سعی در گسترش حوزۀ امنیتی در خارج از مرزهای اتحادیه داشته و پدیده هایی مانند تروریسم، سلاح های کشتار جمعی، منازعات قومی، امنیت انرژی و امنیت هویتی را به عنوان چالش‌های امنیتی خود تعریف کرده و برای رفع این تهدیدها، ترکیه به عنوان کنش‌گری مهم در نظر گرفته شده است. در آغاز، این روابط تنها محدود به حوزۀ قدرت نظامی بود و توانایی-های ترکیه در این بخش بررسی می شد. اما در سال های اخیر اتحادیۀ اروپا بیش‌تر سعی در استفاده از توانمندی های غیرنظامی ترکیه داشته است. بر این اساس، پرسشی که مقاله حاضر مطرح می کند این است که ترکیه برای دست‌یابی به عضویت دائم در اتحادیۀ اروپا از چه توانمندی های امنیتی برخوردار است؟ در پاسخ به این پرسش، نویسندگان مقاله با پرداختن به نگرانی های امنیتی اتحادیۀ اروپا به ویژه پس از جنگ سرد و تحولات بعد از یازده سپتامبر، قابلیت ها و توانائی های ترکیه در پاسخ به این نگرانی ها را تبیین می‌کنند.

مقالات

آداب سفارت و آئین مذاکره در شاهنامه

صفحه 117-134

https://doi.org/10.22067/jipr.v2i4.44312

مرتضی منشادی، وحید بهرامی عین‌القاضی

چکیده دیپلماسی قدمتی به بلندای تاریخ حکومت (دولت) دارد و به این ترتیب دیپلمات همواره در کنار حکم‌ران بوده است. عرصۀ سیاست، آداب روابط سیاسی و شخصیت بازیگران سیاسی، برای بیش‌تر مردم حوزه‌ای مرموز و محاط در هاله‌ای اسرارآمیز است. آن‌چه در برداشت عمومی از این قلمرو مشترک است، وجود امتیازات اغواکننده و شخصیت غالباً زیرک، برنامه‌ریز، مدبّر، بی‌رحم و گاه عدالت‌پیشۀ سیاست‌مداران است. دیپلماسی فنّی تلقی می‌شد که از شکل گرفتن در قالب قواعد گریزان بود. آن‌هایی هم که دیپلمات بودند، بندرت از رموز این فن نوشتند. شاهنامه روایت حکم‌رانی ایرانیان از طلوع تاریخ آنان تا غروب حکومت ساسانیان است. جست‌وجو در شاهنامه برای استخراج آداب دیپلماسی و آئین مذاکره در دوران باستان، برخی از قواعد و ویژگی‌های این حوزه را بازنمایی می‌کند. سؤال اصلی در مقاله حاضر این است که آداب سفارت و آئین مذاکره در دوران گذشته ایران چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، مدعای مقاله آن است که دیپلماسی به دلیل تجربی بودن، قواعد و ویژگی‌هایی دارد که در طول زمان یک‌سان مانده‌‌اند، اما تشریفات آن تغییر کرده است. روش فهم ما برای استخراج قواعد و ویژگی‌های دیپلمات و دیپلماسی در ایران باستان توصیف و تحلیل بوده است.