نویسنده = مریم برازجانی

وضعیت سین‌کیانگ و روابط چین و ترکیه

دوره 11، شماره 1، مهر 1401، صفحه 59-85

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.70347.1070

حسین اصغری ثانی، سیدمسعود موسوی شفائی، مریم برازجانی

چکیده منطقۀ خودمختار سین‌کیانگ از دوران سلسلۀ هان، برای حاکمان چینی درحکم یک معمای پیچیده عمل کرده و مردم آن در حوزه‌های فرهنگی، مذهبی، قومی و... متفاوت بوده‌اند. افزون‌براین، ویژگی‌های جغرافیایی و وجود یک منطقۀ مرزی از عوامل دیگری است که کنترل چین بر این منطقه را به‌چالش کشیده است. با شروع سال 1949، چین با جدایی‌طلبی اویغورها و استقلال ترکستان شرقی، به‌عنوان یک معضل داخلی، روبه‌رو شد. از اوایل دهۀ 1990، چین، جنبه‌های بین‌المللی این معضل را به‌رسمیت شناخت و مجبور به مقابله با تجلی‌های خارجی آن شد. این سیاست جدید، روابط چین با ترکیه را که افزون‌بر پیوندهای تاریخی، زبانی، مذهبی و فرهنگی با اویغورهای مسلمان، به‌لحاظ ایدئولوژیکی هم از ملی‌گرایی اویغور الهام گرفته و جایگاه مناسبی برای پناهندگان اویغور است، تحت تأثیر قرار داد؛ بنابراین، نگارندگان قصد دارند به این پرسش پاسخ دهند که «وضعیت سین‌کیانگ چه تأثیری بر روابط چین و ترکیه داشته است؟» به‌نظر می‌رسد، کیفیت و کمیت روابط چین و ترکیه پیش از دهۀ 1990، با تأثیرپذیری از دگرگونی‌های سین‌کیانگ، در وضعیت نامطلوبی بوده و تحولات سین‌کیانگ پس از دهۀ 1990، تحت تأثیر روابط اقتصادی، نظامی، و سیاسی بین دو کشور، به‌زیان اویغورها مدیریت شده است.

کارویژۀ دیپلماسی عمومی در تغییر وجهۀ بین‌المللی چین

دوره 4، شماره 2، آبان 1395، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/jipr.v4i2.46392

مریم برازجانی، حسین اصغری ثانی، زهرا پوردست

چکیده ارائۀ تصویری مطلوب از کشور و کسب وجهه و حیثیت بین‌المللی، از خواسته‌های مهم دولت‌ها در عرصۀ بین‌الملل و راهکاری مفید در جهت پیشبرد اهداف دیپلماسی آن‌ها، به‌حساب می‌آید. مقامات دولتی در کشورهای مختلف در پی آنند تا ضمن ارتقای ابعاد مثبت وجهۀ بین‌المللی‌شان، به تثبیت موقعیت جهانی خود نیز بپردازند. رشد چشم‌گیر و خیزش ناگهانی اقتصاد چین از یک طرف باعث افزایش قدرت ملی آن و از طرف دیگر باعث تقویت «چین‌هراسی» و ارائۀ تصویری تهدیدآمیز از چین، از سوی قدرت‌های جهانی شد. درمقابل چینی‌ها، برای مقابله با تئوری تهدید و خنثی‌سازی موج «چین‌هراسی»، سعی نمودند با بهره‌گیری از «دیپلماسی عمومی» تصویری صلح‌آمیز و همکاری‌طلب از کشور خود ارائه دهند. حال نویسندگان قصد دارند با روش تحلیل کیفی داده‌ها در چهارچوب دیپلماسی عمومی و تصویرسازی به این پرسش پاسخ گویند که: «دیپلماسی عمومی» چگونه به تغییر تصویر منفی چین در نزد افکار عمومی جهان کمک کرد؟؛ به نظر می‌رسد که این کشور با تمرکز و برندسازی در حوزه‌های فرهنگی، آموزشی و گردشگری، توانسته یک تصویر خوب از خود را جایگزین تصویر منفی‌ای کند که توسط رقبایش به افکار عمومی خارجی ارائه شده است.