کلیدواژه‌ها = عربستان

تاثیر میانجیگری چین میان ج.ا.ایران و عربستان سعودی بر تغییر سیاست خارجی عربستان سعودی نسبت به ج.ا.ایران

دوره 14، شماره 2، شهریور 1405، صفحه 75-102

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.93611.1671

محمدرضا حاتموند، رحمت حاجی مینه، نوذر شفیعی

چکیده این مقاله به بررسی تأثیر میانجیگری چین میان ایران و عربستان بر بازتعریف مواضع ریاض در قبال
گفتگوهای جدید ایران و آمریکا می‌پردازد. پرسش اصلی مقاله این است تأثیر میانجیگری چین میان ایران و عربستان بر مواضع ریاض در قبال گفتگوهای جدید ایران و آمریکا چگونه ارزیابی می‌شود؟ فرضیه محوری مقاله از طریق چارچوب نظری «سازه‌انگاری» و روش‌شناسی و رویکرد مبتنی بر روش‌های کیفی و توصیفی-تحلیلی بر این نکته استوار است که میانجیگری چین در سال 2023 میان ایران و عربستان به‌عنوان یک قدرت غیر غربی با استفاده از ابزارهای اقتصادی-امنیتی، موجب گذار هویتی عربستان از «دشمنی مطلق» به «رقابت مشروط» با ایران، بازتعریف الگوی سنتی تقابل میان ایران و عربستان در خاورمیانه و تغییر محسوس در موضع‌گیری ریاض نسبت به برجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقش‌آفرینی چین، نه‌تنها معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون کرده، بلکه موجب بازتعریف الگوهای هویتی سنتی در رویکرد ایران و عربستان نسبت به یکدیگر و نیز کاهش تنش مستقیم میان ایران و عربستان شده است. این تحول گویای این مطلب است که تعدیل در راهبردهای تقابلی میان ایران و عربستان، زمینه را برای انعطاف بیشتر ریاض در قبال گفتگوهای جدید ایران و آمریکا فراهم کرده است.

بازاندیشی سیاست خارجی عربستان و امارات در سومالی در عصر رهبران جدید

دوره 13، شماره 2، تیر 1404، صفحه 324-357

https://doi.org/10.22067/irlip.2025.92438.1641

نجمیه پوراسمعیلی

چکیده موقعیت استراتژیک سومالی، جایگاه ژئوپلیتیکی حیاتی در منطقه به آن بخشیده است که مسیرهای دریایی آفریقا و غرب‌آسیا را پل می‌زند. این موقعیت، اهمیت ویژه‌ای را به جایگاه سومالی در سیاست خارجی امارات و عربستان اعطا کرده‌است. بررسی منافع پایدار امارات و عربستان در مورد سومالی، تعامل پیچیده‌ای از استراتژی‌های ژئوپلیتیکی، سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، نگرانی‌های امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای را آشکار می‌کند. این تحلیل نه‌تنها برای درک انگیزه‌های پشت اقدامات کشورهای خلیج‌فارس، بلکه برای پیش‌بینی تأثیر بلندمدت آنها بر ثبات و توسعه در شاخ‌آفریقا ضروری است. این پژوهش به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا (یا با چه هدفی)، عربستان و امارات طیف گسترده‌ای از اقدامات را در عرصه سیاسی، امنیتی- نظامی، اقتصادی، و فرهنگی در سومالی انجام می‌دهند؟ در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته می‌شود که همه اقدامات عربستان و امارات در چهار حوزه مطرح‌شده، در نهایت در راستای حفظ نظام سیاسی در سومالی با هدف ایجاد و ارتقاء صلح و ثبات در منطقه انجام می‌شود که در نهایت بر توسعه‌پایدار تمرکز دارد. به‌عبارت‌دیگر، حفظ نظام سیاسی، کمک به صلح و ثبات در منطقه است، که درنهایت به‌عنوان زمینه‌سازی بستری برای توسعه‌پایدار عمل می‌کند و این سه هدف چرخه فضیلت آمیزی را ایجاد می کنند که یکدیگر را به صورت مداوم تقویت می کنند. روش به‌کار رفته در این پژوهش مطالعه تطبیقی اقدامات و اهداف عربستان و امارات در ارتباط با سومالی است.

تحلیل روابط ایران و عربستان از منظر تئوری سیگنالینگ (1402-1390)

دوره 13، شماره 1، دی 1403، صفحه 73-51

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.83741.1422

فرشته بهرامی پور، کامران کرمی

چکیده روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی در طول چند دهه گذشته تا به امروز بین منازعه، رقابت و همکاری محدود در نوسان بوده است. اغلب، رقابت و منازعه این دو بازیگر براساس رویکردهای ایدئولوژیکی و یا ژئوپلیتیکی و همکاری آن‌ها براساس نظریات منطقه‌گرایی و مبتنی بر ساختار نظام بین‌الملل تحلیل می‌شود اما بررسی فهم و ادراک نخبگان سیاسی و نظامی آنان عمدتاً موردتوجه قرار نمی‌گیرد. این پژوهش به دنبال آن است با بررسی اظهارات و رفتار نخبگان سیاسی- نظامی دو کشور، تأثیر این سیگنال‌ها را بر منازعه، تطویل مذاکرات، سرعت توافقات اخیر و آینده روابط دو بازیگر مورد بررسی قرار دهد. سؤال اصلی که مطرح می‌شود این است که: سیگنال‌های ارسالی نخبگان سیاسی-نظامی ایران و عربستان چه تأثیری بر روابط آن‌ها داشته است؟ در پاسخ به سؤال فوق در چارچوب تئوری سیگنالینگ و با روش تحلیل محتوای کیفی این فرضیه مطرح می‌شود که: سیگنال‌های ارسالی نخبگان سیاسی- نظامی و رفتار ایران و عربستان نسبت به یکدیگر باعث شده است نخبگان دو کشور در مقاطعی ادراک مبتنی بر تهدید از یکدیگر داشته باشند و این امر به طولانی شدن مذاکرات و درنتیجه تشدید رقابت و منازعه میان آن‌ها منجر شده است و در مقاطع دیگر این سیگنا-ل‌ها مبتنی بر همکاری و بازی با حاصل جمع غیرصفر بوده که دو بازیگر را به یکدیگر نزدیک کرده و توافقاتی میان آن‌ها شکل گرفته است. با توجه به تجربه چنین فرازوفرود‌هایی در ارسال سیگنال‌ها پیش‌بینی می‌شود روابط ایران و عربستان در یک دوره میان مدت با گذار از منازعه بین رقابت و همکاری محدود در نوسان باشد.

بازنمایی امر منازعه در روابط ایران و عربستان(1397-1392)

دوره 11، شماره 2، فروردین 1402، صفحه 32-53

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.75496.1247

روح‌اله اسلامی، فریده امانی

چکیده ایران و عربستان از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین کشورهای منطقه خاورمیانه و در حوزه‌ی بزرگ‌تر جغرافیایی و عقیدتی جهان اسلام هستند که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، روابط خصمانه و تقابل‌گرایانه‌ای در قبال دیگری در پیش گرفتند. رویکردهای متفاوت دو کشور در مسائل منطقه‌ای و جهانی، تلاش دو کشور برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، تبدیل شدن دو کشور به‌عنوان نمادی از قطب‌های مذهبی شیعه و سنی، مواضع طرفین در خصوص بحران ‌های منطقه‌ای باعث شد تا رابطه‌ای نه چندان مثبتی بین دو کشور حاکم باشد و در مواردی منجر به تنش و نزاع گردد. در همین راستا، نگارندگان به دنبال پاسخ به این سوال اساسی هستند که چرا به‌رغم همگونی مذهبی و منافع منطقه‌ای دو کشور ایران و عربستان همچنان بر دشمنی‌های خود اصرار ورزیده‌اند؟ در پاسخ به سوال پژوهش بر اساس چارچوب نظری امنیت هستی‌شناختی این فرضیه مطرح می‌شود که پایبندی دو کشور ایران و عربستان سعودی بر دشمنی خود با دیگری به امری عادی تبدیل شده که منافع آنها را به نحوی مطلوب‌تر برای آنها تأمین می‌کند و هر دو کشور نمی‌خواهند با تغییر نگاه خود به دیگری این روند عادی را برهم زده براین اساس منازعه آنها بعد هویتی (سازه‌انگارانه) و هستی شناسی دارد. روش تحقیق در این پژوهش، تفسیری و شیوه گردآوری داده‌ها به روش کتابخانه‌ای و مقالات، سایت‌ها و... می‌‌باشد.