کلیدواژه‌ها = منافع ملی

غرب و گونه‌شناسی مفهوم منافع ملی در سیاست خارجی ایران

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 142-166

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.89452.1559

شهروز شریعتی، سید رامین البرزی، محسن علوی‌پور

چکیده چگونگی برساخت هویت، نقطه‌کانونی بن‌سازه(پارادایم) برساخت‌گرایی است و تعریف «دوست» و «دشمن» و شکل‌گیری منافع‌ملی بر مبنای این تعریف در عرصه سیاست‌خارجی ممکن می‌شود. این مقاله با اتکا به آموزه‌های «الکساندر ونت» در رهیافت «برساخت‌گرایی» و با رویکردی اکتشافی و بدون اتکا به فرضیه در پی پاسخ به این پرسش است که مفهوم منافعِ‌ملی چگونه در ذهنیت دولتمردان ایران طی یک سده گذشته برساخته شده است؟ یافته‌های این پژوهش که داده‌های آن بر مبنای تحلیل محتوای‌گفتمانی تعدادی از مهمترین آثار دانشگاهی درباره تحولات سیاست خارجی معاصر ایران گردآوری شده است، نشان می‌دهد که چگونگی فهم غرب، نقش مهمی در بازتعریف منافعِ‌ملی و راهبردهای سیاست‌خارجی ایران دارد. مقاله همچنین نشان می‌دهد چگونگی مواجهه با غرب در تاریخ روابط خارجی ایران به‌ تکوین و شکل‌گیری دو کلان‌انگاره هویتی در حافظه جمعی رهبران ایران برای فهم منافع ملی منجر شده است که یکی غرب را به مثابه «دیگریِ دوست» و دومی غرب را به مثابه «دیگریِ دشمن» ارزیابی می‌‌کند که این دوانگاری (دوست/دشمن) به شکل‌گرفتن راهبردهای متفاوت در تاریخ روابط‌خارجی ایران معاصر منجرشده است. «ناسیونالیسم‌مثبت» و «سیاست‌مستقل‌ملی»، نمودهایی از بازنمایی پاردایم هویتی منافع ملی ایران مبتنی بر «غربِ‌دوست» (سازش‌گرایی در سیاست‌خارجی) و راهبردهای «موازنه منفی» و «نه شرقی نه غربی» نمونه‌هایی از پاردایم هویتی منافع ملی ایران بر پایه «غربِ دشمن» (ستیهندگی در سیاست‌خارجی) بوده است.

تبیین خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در چهارچوب نوواقع‌گرایی

دوره 13، شماره 2، تیر 1404، صفحه 112-133

https://doi.org/10.22067/irlip.2025.88373.1538

محمدرضا بیگدلی

چکیده دولت بریتانیا طی یک رفراندوم تاریخی موسوم به برگزیت بعد از بیش از چهار دهه تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت.از همین روی بررسی علل خروج یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اعضای اتحادیه اروپا و بررسی چرایی واگرایی در بزرگ‌ترین و موفق‌ترین نمونه همگرایی منطقه‌ای در تاریخ روابط بین‌الملل بسیار حائز اهمیت است.به همین نحو پژوهش پیش رو جهت تبیین این رویداد نوظهور در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب شد تا بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شود؟ پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و از منظر نوواقع‌گرایی بر این فرضیه استوار است که با توجه به ماهیت فراملی‌ مکانیزم سیاسی و اقتصادی حاکم بر اتحادیه اروپا، بریتانیا به واسطه بی‌اعتمادی حاصل از آنارشی حاکم بر نظام بین‌المللی در جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل و همچنین کسب منافع حداکثری در مقایسه سود نسبی و مطلق از اتحادیه اروپا خارج شد.بر اساس چهارچوب نظری نظام محور پژوهش برگزیت ریشه در عواملی دارد که برآیند بی اعتمادی منتج از نظام آنارشیک محسوب می شوند.به طوری که بریتانیا به جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل حاصل از مکانیزم سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و همچنین مقایسه سود نسبی و مطلق خود به جهت کسب منافع حداکثری به مثابه یک بازیگر عاقل با رویکردی مبتنی بر هزینه-فایده از اتحادیه اروپا خارج گردید.چنانکه بر اساس نتایج به دست آمده خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا افزایش رشد اقتصادی و آزادی عمل بیشتری برای این کشور در عرصه بین المللی به همراه داشته است.