انعطافپذیری الزام راهبردی سیاست خارجی بازیگران در سیستم پیچیده بینالملل
دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 276-302
https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92502.1645
محمدرضا فرجی
چکیده با پیچیده شدن سیستم بینالملل، اصول راهبردی سیاست خارجی بازیگران دستخوش تغییرات اساسی گردید. یکی از اصول سیستمهای پیچیده، درجات آزادی عناصر سیستمی میباشد. این اصل منجر به پیدایش چالش بین ثبات و تغییر به عنوان یکی از پارادوکسهای اساسی سیستمی و واقعیتهای بینالمللی شده است. ثبات، بازیگران را به سمت راهبردهای مبتنی بر کنترل و تغییر، بازیگران را به سمت راهبردهای مبتنی بر خودساماندهی میکشاند. مدیریت کلاسیک با تمرکز بر کنترل مسائل سعی در حذف، تغییر یا اصلاح علت وقوع پدیدهها و کنترل مسائل و حفظ دوام سیستم داشت. بنابراین در سیستمهای کلاسیک، راهبردها با درجات کنترل بر پدیدهها ترسیم میگردیدند. با پیچیده شدن سیستم بینالملل، احتمال کنترل پدیدهها به دلیل عدم تشخیص علت وقوع پدیدهها، غیرخطی بودن مسائل، عدم امکان جدایی بین مسائل، تداخل فرایندهای سیستمی و ناشی شدن پدیدهها از مسائل به ظاهر بیارتباط، بسیار سخت و ناممکن گردیده است. در اینجا این سوال طرح میشود که الزام راهبردی بازیگران به منظور دستیابی به اهداف و منافع و حفظ پایداری و دوام در شرایط پیدایش واقعیتهای نوظهور در سیستم پیچیده بینالملل چیست؟ در پاسخ به سوال پژوهش این فرضیه طرح میشود که مدیریت پیچیده با تمرکز بر خودساماندهی، اصل انعطافپذیری راهبردی را بر راهبردهای بازیگران در سیستم پیچیده بینالملل تحمیل میکند. یافتههای پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش پژوهش کیفی بیانگر این میباشد که انعطافپذیری راهبردی نقش حیاتی در توسعه مستمر، ترکیب مجدد و استفاده تطبیقی از منابع موجود ایفاء میکند. این مسئله به سیستم اجازه میدهد تا محیط را پویش و در زمان مناسب به تغییرات و تهدیدات با شناسایی فرصتها و نوآوری راهبردی پاسخ دهد.
راهبردهای سیاست خارجی در وضعیت انطباق سیستمی: منطقه خلیج فارس
دوره 12، شماره 2، خرداد 1403، صفحه 377-402
https://doi.org/10.22067/irlip.2024.76900.1287
محمدرضا فرجی
چکیده یکی از راهبردهای بازیگران بویژه بازیگران کوچک سلسله مراتب قدرت در وضعیت آشوبگونه سیستم بینالملل انطباق رفتاری و سیستمی آنها با محیط پیرامونی خود میباشد. به عبارتی از آنجایی که در محیط آنارشکگونه سیستم بینالملل رقابت بسیاری برای دستیابی به منابع محدود بین بازیگران سیستم جریان دارد که این رقابت نهایتاً منجر به کشمکش و وضعیتهایی در سیستم میشود که در آن بازیگر ضعیف توان تغییر و تحولات محیطی نداشته و یا محذورات بازیگر بسیار بیشتر از مقدورات آن میباشد و در این شرایط بازیگر با هدف جلوگیری از هدر رفتن توان خود در سلسله مراتب قدرت، متمایل به انطباق الگوهای رفتاری خود با شرایط موجود میگردد. بنابراین پژوهش با تمرکز بر مکانیسم انطباق در سیاست خارجی و با روش توصیفی- تحلیلی سعی در تبیین راهبردهای سیاست خارجی بازیگران منطقه خلیج فارس دارد. ماحصل پژوهش اشاره به این دارد که محدودیتهای محیطی، بازیگران را به سمت راهبردهای انطباقی سوق میدهد و بازیگران منطقه خلیج فارس نیز در مواجه با محدودیتهای پیرامونی با توجه به مقدورات و آرمانهای خود سه نوع انطباق خلاق (بازیگران میانی عملگرا)، فعال (قطبهای قدرت) و منفعل (بازیگران ضعیف) را اتخاذ میکنند.
