رسانه و ارتقای قدرت نرم در نظام بینالملل؛ رویکردی تطبیقی به تجربه چین و هند
دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 243-275
https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92201.1633
فریبرز ارغوانی پیرسلامی، محمدحسن غلامی
چکیده تأثیر رسانهها در افزایش قدرت نرم کشورها بهویژه در بین قدرتهای نوظهور در سه دهه اخیر اهمیت بیشتری یافته است. چین و هند ازجمله کشورهایی هستند که از دهه 1990 به بعد با تجدیدنظر در سیاست خارجی خود گامهای مؤثری در مسیر ارتقای قدرت نرم برداشته و در این راستا سعی کردهاند تا از شبکههای اجتماعی و رسانهها بهره گیرند. این مقاله با طرح این پرسش که که رسانهها چه تأثیری بر افزایش قدرت نرم چین و هند در نظام بینالملل داشتهاند؟ با اتکا به رویکرد مقایسهای و تحلیل محتوای عملکرد این رسانهها، معتقد است که رسانههای چینی و هندی در هر سه شاخص ذیل مؤلفههای قدرت نرم یعنی القای تصویر مثبت بینالمللی، دیپلماسی عمومی و توانمندیهای اقتصادی و فرهنگی این کشورها در سطح بین الملل تأثیرگذار بودهاند. یافتهها حاکی از آن است که رسانههای چینی با وجود مواجهه با کنترل و سانسور شدید، در پررنگ نشان دادن توانمندیهای اقتصادی و فرهنگی و همچنین دیپلماسی عمومی با تمرکز بر نقش میانجیگری چین در منطقه و طرح کمربند- راه چین بسیار تأثیرگذار بودهاند. در مقابل، رسانههای هندی با وجود نفوذ و تأثیر جهانی کمتر دارای چشمانداز رسانهای متنوعتر با ترکیبی از رسانههای دولتی و خصوصی بودهاند که در شاخص القای تصویر مثبت بینالمللی از هند و دیپلماسی عمومی آن با تمرکز بر جلب اعتماد و اعتبار بینالمللی و توانمندیهای فرهنگی هند تأثیرگذارتر از چین فعالیت کردهاند.
فرصتها و چالشهای دیپلماسی اقتصادی چین در آسیای مرکزی
دوره 11، شماره 1، مهر 1401، صفحه 27-58
https://doi.org/10.22067/irlip.2022.68959.1033
فریبرز ارغوانی پیرسلامی، حسین علی پور
چکیده ظهور اقتصادی چین در دهههای اخیر، سبب شده است که همزمان با اهمیت یافتن مؤلفه اقتصاد در سیاست خارجی این کشور، دیپلماسی اقتصادی بهمثابه یک ابزار در دستورکار سیاستگذاری خارجی بیجینگ قرار گیرد. چالشها و فرصتهای ناشی از دو روند همزمان ملیگرایی و جهانیشدن با تقویت روند همکاریهای منطقهای نیز بستر مناسبی را دراختیار دیپلماسی اقتصادی چین در مناطق گوناگون، ازجمله آسیای مرکزی قرار داده است. هدف اصلی این مقاله، واکاوی جنبههای گوناگون دیپلماسی اقتصادی چین در منطقه آسیای مرکزی است. این مقاله با تکیه بر روش توصیفیـتحلیلی و بهرهگیری از دادههای اقتصادی، در پی پاسخگویی به این پرسش است که «دیپلماسی اقتصادی چین در آسیای مرکزی با چه فرصتها و چالشهایی روبهرو است؟» درهمینراستا میتوان گفت، با وجود فرصتهای اقتصادی چشمگیر در این منطقه برای دیپلماسی اقتصادی چین، چالشهای سیاسی مهمی نیز در برابر این شکل از دیپلماسی وجود دارد». یافتههای این پژوهش نشان میدهد که دیپلماسی اقتصادی چین در آسیای مرکزی با فرصتهای اقتصادیای همچون ظرفیتهای انرژی منطقه، بازارهای مصرفی، محیط نیازمند سرمایهگذاری خارجی، و نقش تسهیلکننده و اعتمادساز سازمان همکاری شانگهای روبهرو است و درمقابل، با چالشهای سیاسیای مانند حضور قدرتهای رقیب، چینهراسی در منطقه، و شکنندگی دولتها در آسیای مرکزی نیز روبهروست.
