بایستههای مطلوب سیاست خارجی ایران در دوره عادیسازی روابط اسرائیل _اعراب پس از توافق ابراهیم
دوره 14، شماره 2، شهریور 1405، صفحه 348-373
https://doi.org/10.22067/irlip.2026.93927.1677
سید مرتضی حافظی، سید امیر نیاکویی، ابوالقاسم شهریاری
چکیده این پژوهش با هدف تبیین بایستههای مطلوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با روند عادیسازی روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی، در دوره پس از توافق ابراهیم انجام شده است. پرسش اصلی آن است که جمهوری اسلامی ایران در برابر ائتلافهای نوپای منطقهای که با محوریت تهدیدانگاری ایران شکل میگیرند، چه سناریوهایی را میتواند در سیاست خارجی خود مدنظر قرار دهد؟ این پرسش در بستر تغییرات ژئوپلیتیکی منطقهای و شکلگیری ائتلافهای جدید مبتنی بر برساخت ایران بهعنوان تهدید مشترک، اهمیت مییابد. برای بررسی مسئله پژوهش، ابتدا با روش دلفی و نظر نخبگان، متغیرهای مؤثر شناسایی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، سناریوهای محتمل استخراج گردید. بدین لحاظ مقاله فرضیه آزما نبوده و درصدد اکتشاف بایستههای مطلوب سیاست خارجی ایران است. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه مطالعات خاورمیانه و مدیران باسابقه وزارت امور خارجه میباشد که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. بر اساس تحلیل صورتگرفته، پنج سناریو برای آینده سیاست خارجی ایران در این شرایط شناسایی شده است. نخست، سناریوی «انسداد راهبردی» بهعنوان وضعیت نامطلوب، نمایانگر انفعال ایران و تشدید انزوای منطقهای آن است. در مقابل، چهار سناریوی «دیپلماسی متوازن»، «اقتدار درونزا»، «نفوذ نرم» و «بازدارندگی فعال» بهعنوان گزینههای مطلوب سیاست خارجی برای بهبود موقعیت ایران در مواجهه با روند عادیسازی تحلیل شدهاند. این سناریوها شرایط تحقق، الزامات، فرصتها و تهدیدهای پیشروی هر مسیر را مورد بررسی قرار میدهند و امکان تصمیمگیری راهبردی مبتنی بر آیندهپژوهی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را فراهم میسازند.
آپارتاید خزنده؛ روندپژوهی سیاستهای تبعیضآمیز اسرائیل و تغییر بافت جمعیتی فلسطین (2023-1996)
دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 303-330
https://doi.org/10.22067/irlip.2026.95131.1703
سیدحسین اطهری، ابوالقاسم شهریاری، سیدهاشم منیری
چکیده برخلاف رویکردهای رسمی که بر «راهحل دو دولت» تأکید دارند، تحلیلها حاکی از آن است که اسرائیل از طریق مجموعهای از اقدامات تدریجی و بهظاهر قانونی، ساختاری آپارتایدی را بر فلسطینیان تحمیل نموده است؛ بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی سیاستهای اسرائیل در قالب نظریه «آپارتاید خزنده» است و این سؤال مطرح شده است که «آپارتاید خزنده» چگونه در عمل به راهبردی برای تغییر بافت جمعیتی و ایجاد وابستگی ساختاری فلسطینیان به اسرائیل در بازه زمانی 2023-1996 بدل شده است؟ فرضیه پژوهش نیز بدین شرح است که اسرائیل از طریق تسلط فضایی و اعمال وضعیت تبعیضآمیز، شرایط زیست را برای فلسطینیان ناممکن ساخته و بهموجب خروج جمعیت شده است. روش تحقیق روندپژوهی است و روند متغیرهای جمعیتی، اقتصادی و فضایی در بازه زمانی 1996 الی 2023 مورد بررسی قرار گرفته است. یافتهها حاکی از آن است که سیاستهای اسرائیل سبب کاهش شدید جمعیت روستایی، محدود شدن زمینهای کشاورزی، وابستگی یکجانبهی اقتصاد فلسطین به اسرائیل، افزایش چشمگیر نرخ بیکاری و رشد مهاجرت و جمعیت پناهندگان شده است. این روندها بیانگر آن است که اسرائیل از طریق کنترل سرزمین، وابستهسازی اقتصادی و تحمیل شرایط زیست نامناسب، زمینهی جابهجایی اجباری فلسطینیان و تغییر ترکیب جمعیتی سرزمینهای اشغالی را فراهم آورده است. همچنین، آپارتاید خزنده نه یک وضعیت لحظهای، بلکه فرآیندی تدریجی، نهادینهشده و قانونیسازیشده است که با انکار حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و استمرار سلطه ساختاری اسرائیل، آیندهی تشکیل دولت مستقل فلسطینی را بیش از پیش با چالش مواجه ساخته است.
