نویسنده = محسن عباس زاده مرزبالی

ایدئولوژی و ژئوکالچر سلفیسم، تهدید وجودی علیه ایران: مختصات نظری – میدانی، تهدیدات و راهکارها

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 331-358

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92632.1649

محسن عباس زاده مرزبالی، آرش رئیسی نژاد

چکیده سلفیسم رادیکال- جهادی که به‌منزله «ایدئولوژیِ خشونت و ترور» در بافت جامعه­شناختی ویژه­ای با نوعی «اقبال توده­ای» مواجه می­شود، در ترکیب با ژئوپولتیک ویژه­ خاورمیانه توانایی کنشگری جمعی برای گروه‌های غیردولتی تروریستی فراهم می­کند. ایران به دلیل موقعیت فرهنگی‌ پیشران نیروی ژئوکالچرال شیعی در خاورمیانه (زمینه‌ساز تصادم با نیروی ژئوکالچرال سنی پیرامون) و تنوع مذهبی در جغرافیای خاص تهدیدآمیز (مرزنشینی اهل سنت در همسایگی کشورهای سنی‌نشین) آسیب‌پذیری خاصی در برابر این پدیده دارد. پرسش این است که سلفیسم جهادی چه تهدیداتی و با چه سازوکاری برای امنیت ملی ایران می‌تواند درپی داشته باشد؟ فرضیه پژوهش این است که سلفیسم جهادی به‌مثابه یک نیروی ژئوکالچرال ضد شیعی/ ضد ایرانی می‌تواند از طریق ایجاد بی‌ثباتی در محیط پیرامونی و مرزهای کشور، و بسیج و رادیکالیزه­کردنِ اجتماع اهل سنت داخلی، تأثیر منفی بر منافع و امنیت ملی ایران نهد. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد ارائه تحلیلی کاربردی از تهدیدات سلفیسم جهادی علیه ایران و چگونگی مواجهه با آن در سیاست خارجی و داخلی می­باشد. این تحلیل با تأکید بر تنیدگی نظریه و عمل صورت می­گیرد و متقابلا راه­حل‌ها ناظر به ابعاد نظری و عملی خواهند بود. بدین منظور، داده­های گردآوری­شده از منابع کتابخانه­ای در یک قالب تحلیلی متشکل از دو لایه‌ی مکمل، یعنی تحلیل «در زمانی و همزمانی»، به‌کار گرفته می‌شود؛ بدین­صورت که در ابتدا با استفاده از تکنیک تحلیل روند به توضیح «روندپژوهانه»‌ی شکل‌گیری و تداوم تاریخی تهدیدات ژئوکالچرال علیه ایران می‌پردازد. سپس با تمرکز بر مختصات نظریِ «ایدئولوژی‌شناسانه»‌، تبیینی از چگونگی تهدیدزاییِ سلفیسم جهادی به‌عنوانمخاطره‌برانگیزترین نیروی ژئوکالچرال امروزی در قبال ایران به دست می‌دهد. کوتاه آنکه، پژوهش پیش‌ِرو به‌گونه‌ای سیستماتیک و روشمند روایتی از نسبت سلفیسم جهادی با ایران تحت عنوان «ایدئولوژی و ژئوپولیتیکِ تهدید» ارائه می‌دهد.

غیریت‌سازی با نخبگان حاکم آمریکا در سیاست خارجی پوپولیستی ترامپ

دوره 13، شماره 1، دی 1403، صفحه 174-149

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.85084.1455

سید محسن حسینی، آرش رئیسی نژاد، محسن عباس زاده مرزبالی

چکیده امروزه لیبرال دموکراسی با چالش‌هایی از جمله پوپولیسم مواجه شده است. با به‌قدرت رسیدن فرد یا حزب پوپولیست، امکان پدید آمدن سیاست خارجی پوپولیستی به‌وجود می‌آید که در هر کشوری از جمله آمریکا می‌تواند ویژگی‌های خاصی داشته باشد. ترامپ با شعارهای پوپولیستی مانند "اول آمریکا" سیاست خارجی این کشور را متأثر از رویکرد پوپولیسم ناسیونالیستی خود قرار داد و تقابلی میان ساختار و کارگزار به‌وجود آمد. پرسش اصلی این پژوهش، این است که غیریت‌سازی با ساختار نهادی نخبگان حاکم آمریکا چگونه در سیاست خارجی پوپولیستی ترامپ انجام شد؟ فرضیه‌ی این پژوهش نیز این است که غیریت‌سازی ترامپ با نخبگان حاکم از طریق ایجاد فضای دو قطبی و تقابل میان ساختار و کارگزار، و شرایط نامساعد ساختار و وضع موجود نظم بین‌الملل‌گرایی لیبرال، در سیاست خارجی پوپولیستی ترامپ انجام شده است. با استفاده از پارادایم واقع‌گرایی نئوکلاسیک، روش‌ ردیابی فرآیند، و با مراجعه به منابع و اسناد مکتوب درباره‌ی پوپولیسم و سیاست خارجی آمریکا در دوره‌ی ترامپ، چگونگی غیریت‌سازی با نخبگان حاکم این کشور تبیین شده است.