فرهاد قاسمی؛ حسین نوروزی؛ ابراهیم حاجی پور
چکیده
از برجستهترین چالشهای موجود در تبیین قدرتیابی واحدها در جهان پرآشوب کنونی، سیال شدن محیط راهبردی جهانی، نرخ سریع تغییرات و پیچیدگیهای فزاینده در نظام بینالملل، دگرسانی در سازههای نظم و گذار از سیستمهای ساده و کلاسیک به سیستمهای پیچیده و آشوبی است. در این سیستمها، روندها و واقعیتهای نوپدید و پویشهای قدرت به گونهای ...
بیشتر
از برجستهترین چالشهای موجود در تبیین قدرتیابی واحدها در جهان پرآشوب کنونی، سیال شدن محیط راهبردی جهانی، نرخ سریع تغییرات و پیچیدگیهای فزاینده در نظام بینالملل، دگرسانی در سازههای نظم و گذار از سیستمهای ساده و کلاسیک به سیستمهای پیچیده و آشوبی است. در این سیستمها، روندها و واقعیتهای نوپدید و پویشهای قدرت به گونهای بسیار برجسته، ناهمسانی و ناهمطرازی در ژئوپلتیک قدرت و سازههای نظم را پدیدار نموده و فراوری و بازتولید قدرت توسط واحدها را به پدیدهای سیستمی و شبکهای تبدیل کرده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر، در پی پاسخگویی به این پرسش اساسی است که بر اساس چرخشهای اساسی شکل گرفته در چرخه قدرت جهانی و واقعیتهای نوپدید سیاست جهان، « قدرتسازی و قدرتیابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران چگونه امکان عملیاتی پیدا می کند؟» در این چارچوب، این پژوهش با بهرهگیری از رهیافت روشی ابداکتیو درصدد نشان دادن رابطه معنادار میان ژئوپلتیک شبکهای و هیبریدی در محیط نظام بینالملل کنونی و قدرتیابی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی می باشد. یافتههای پژوهش نشان می دهد که " قدرتیابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران در یک زنجیره علی در چرخههای محلی، منطقهای و جهانی(تلفیق سطوح) و حوزههای موضوعی مختلف (درهم تنیدگی و تلفیق بخشها) بر پایه قواعد شبکه و شبکهسازی ژئوپلتیکی، امکان عملیاتی پیدا می کند. در این راستا، مبتنی بر بنیانهای هستیشناسانه و شناختشناسانه نظریه پیچیدگی و آشوب و گزارههای نظری مندرج در آن الگوی نوینی در موضوع قدرتیابی واحدها تحت عنوان ژئوپلتیک شبکهای– هیبریدی مطرح می گردد که در نوع خود رویکردی متفاوت و آیندهنگرانه نسبت به پدیده قدرتیابی و نقشیابی بازیگران در صحنه سیاست بینالملل نوین محسوب می شود.
فرهاد قاسمی
چکیده
دیپلماسی دفاع، دارای پیشینۀ تاریخی طولانی و همزاد با قدرت نظامی است که وظیفۀ کاربست آن را در قالب دیپلماسی در زمان جنگ و صلح بهعهده داشته است. بهدلیل پیچیدگی و آشوبی شدن سیستم بینالملل، در قالب الگوی غیرخطی، قدرت، بهعنوان پیشران اصلی دیپلماسی دفاع، به الگوی شبکهای تغییر یافته است که پیچیدگی ساختاری، فرایندی، سازهای، و قاعدهای ...
بیشتر
دیپلماسی دفاع، دارای پیشینۀ تاریخی طولانی و همزاد با قدرت نظامی است که وظیفۀ کاربست آن را در قالب دیپلماسی در زمان جنگ و صلح بهعهده داشته است. بهدلیل پیچیدگی و آشوبی شدن سیستم بینالملل، در قالب الگوی غیرخطی، قدرت، بهعنوان پیشران اصلی دیپلماسی دفاع، به الگوی شبکهای تغییر یافته است که پیچیدگی ساختاری، فرایندی، سازهای، و قاعدهای را بهعنوان ویژگیهای تعریفکنندۀ آن مطرح کرده است. با توجه به نوپدیدی سیستمهای بینالمللی غیرخطی و جدالهای نظری در این حوزه، ادبیات روابط بینالملل در تبیین دستگاه تحلیلی دیپلماسی دفاع دچار عقبماندگی جدی هستند و برهمیناساس، این پرسش اساسی بهعنوان دغدغۀ اصلی پژوهش حاضر مطرح است که «برپایۀ اصول و مبانی نظریۀ سیستمهای پیچیده و آشوبی، دستگاه تحلیلی دیپلماسی دفاع، چگونه قابلبازسازی مفهومی است». در پاسخ به این پرسش و با بهرهگیری از روش آبدکشن که بر واقعیتهای نوپدید و شیوۀ یافتن بهترین تبیین برای آنها تأکید دارد، مقاله حاضر، دیپلماسی دفاع شبکهای چندلایه را بهعنوان مفهومی نوآورانه به ادبیات روابط بینالملل ارائه میدهد. ویژگی اصلی این مفهوم، دلالت آن بر دیپلماسی دفاع بهعنوان یک سیستم با هسته مرکزی سخت بر محوریت سیستمهای کنترل واحدـپایهای است که سیستمهای کنترل دیگر، بهعنوان سیستمهای حمایتی بر روی آن بنیان نهاده شده و در قالب سیستم یکپارچه با پیوندهای کارکردی میان لایه کنترلی، بهصورت هیبریدی عمل میکند.
فرهاد قاسمی؛ زهرا لطفیان اکبرآبادی
چکیده
تحول در نظام بینالملل و مرزبندیها و اهمیت یافتن چگالی فرآیند ارتباطات درون آن و به عبارتی پیچیدگی سیستم جهانی، سبب ناکارآمدی نگرشهای سنتی در دیپلماسی شده است. از این منظر، حوزۀ مطالعات دیپلماتیک نیاز به رهیافت نوینی دارد که برای این منظور «نظریۀ شبکه» میتواند مفید باشد. در همین راستا، این پرسش مطرح میشود که با توجه به ...
بیشتر
تحول در نظام بینالملل و مرزبندیها و اهمیت یافتن چگالی فرآیند ارتباطات درون آن و به عبارتی پیچیدگی سیستم جهانی، سبب ناکارآمدی نگرشهای سنتی در دیپلماسی شده است. از این منظر، حوزۀ مطالعات دیپلماتیک نیاز به رهیافت نوینی دارد که برای این منظور «نظریۀ شبکه» میتواند مفید باشد. در همین راستا، این پرسش مطرح میشود که با توجه به مدل تحلیلی شبکههای متداخل، تأثیر شبکۀ متداخل جمهوری اسلامی ایران بر دیپلماسی منطقهای آن چیست؟ نویسندگان مقاله حاضر بر این باورند که شبکۀ متداخل جمهوری اسلامی ایران و ویژگیهای ساختی و درونی آن سبب تغییر وضعیت چانهزنی منطقهای کشورمان شده و مدل منطقی و فیزیکی سیستم دیپلماتیک ایران را تحت تأثیر قرارمیدهد. همچنین، محیط شبکۀ متداخل فرصتها و محدودیتهایی برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به منافع ملّی و تأمین اهداف سیاست خارجی پدید میآورد. از این منظر دیپلماسی شبکهای هوشمند یکی از مهمترین و متعارفترین سیستمهای دیپلماتیک در عرصۀ سیستم نوین بینالملل است.