نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چالش‌های سیاست همسایگی چین

دوره 11، شماره 1، مهر 1401، صفحه 269-293

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.68207.1015

مژگان قربانی

چکیده یکی از تحولات مهم ایجادشده در سیاست خارجی چین پس از جنگ سرد، تمایل پکن به حفظ روابط دوستانه با کشورهای همسایه است. هدف این کشور از برقراری روابط خوب با همسایگان، فراهم کردن محیطی مطلوب‌تر برای توسعۀ اقتصادی داخلی و سپس، افزایش ثروت و قدرت این کشور در عرصۀ جهانی بوده و به‌همین‌دلیل، سیاست یکپارچۀ منطقه‌ای به‌نام سیاست پیرامونی یا سیاست همسایگی را تدوین کرده است. پرسشی که در پژوهش پیش‌رو در پی پاسخ‌گویی به آن هستیم، این است که «چین چه راهبرد‌هایی را در چارچوب سیاست همسایگی خود اتخاذ کرده و دراین‌راستا با چه چالش‌هایی روبه‌روست؟» در پاسخ به این پرسش باید گفت، «سیاست همسایگی خوب» در دوران دنگ شیائوپینگ، «سیاست همسایه به‌عنوان شریک» در دوران جیانگ زمین، «سیاست همسایگی خوب، امن، و مرفه» در زمان هو جینتائو، و «سیاست جامعۀ مشترک با سرنوشت مشترک» در زمان شی جین‌پینگ ازجملۀ سیاست‌های همسایگی چین به‌شمار می‌آیند. درواقع، چین تنها قدرت درحال‌ظهوری نیست که تلاش می‌کند، از طریق ابتکارات بلندپروازانۀ سیاست خارجی، به پیرامون خود شکل دهد، بلکه پیش‌از‌آن، اتحادیه اروپا نیز در این مسیر گام نهاده بود. هدف مقالۀ حاضر این است که نشان دهد، رهبران چین با درک درست نظام بین‌الملل و تغییر تفکر راهبردی خود، سیاست خارجی مناسب و به‌تبع آن، دیپلماسی همسایگی درخوری را درپیش گرفته و توانسته‌اند محیط امنی برای توسعۀ خود فراهم کنند که سبب شکل‌گیری نظم منطقه‌ای جدیدی می‌شود.
 

جهاد و امر سیاسی در افغانستان (1988-1978)

دوره 11، شماره 2، فروردین 1402، صفحه 269-257

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.71612.1124

ابوالفضل فصیحی، رضا خراسانی

چکیده این پژوهش کوشیده است تفسیر جدیدی از پدیده‌ی جهاد در افغانستان معاصر ارائه کند. با حمله‌ی شوروی به خاک افغانستان، مردم افغانستان به جهاد علیه شوروی و رژیم دست‌نشانده‌ی آن در افغانستان پرداختند. جهاد مقوله‌ای است که پس‌زمینه‌ی تاریخی طولانی در افغانستان دارد. از دهه‌ی ۱۹۷۰ فرایند تولید اسطوره‌ی جهاد آغاز شد. فرایند تولید اسطوره‌ی جهاد در ناخودآگاه اجتماعی جامعه‌ی افغانستان و به‌وسیله‌ی آیکون‌ها صورت گرفت. آیکون‌ها، نمادهایی هستند که کل کار بر روی اسطوره‌ای که در پشت آن نهفته است را به خاطر می‌آوردند. در این زمینه می‌توان از سه آیکون برای اسطوره‌ی جهاد نام برد: آیکون استعمار، آیکون حکومت مزدور و دست‌نشانده و آیکون مستضعفین. اسطوره‌ی جهاد با تبدیل کردن گروه‌های مذهبی به موجودیت‌های سیاسی و ایجاد آنتاگونیسم و دیگری‌سازی، به برساخته شدن و برکشیده شدن امر سیاسی منجر شد. اسطوره‌ی سیاسی جهاد موجب بسیج گروه‌های مذهبی و تبدیل شدن آن‌ها به گروه‌بندی‌های سیاسی شد. دیگریِِ برساخته شده توسط اسطوره‌ی جهاد به‌عنوان دشمنی تلقی شد که باید علیه آن جنگید. در نهایت این فرایند به سقوط حکومت کمونیستی در افغانستان منجر شد.

تهدیدهای امنیتی برآمده از تحریم‌های نفتی ایران

دوره 12، شماره 1، آذر 1402، صفحه 278-301

https://doi.org/10.22067/irlip.2023.75181.1233

خلیل اله سردارنیا، محمد فلاح، هنگامه البرزی

چکیده هدف از انجام این پژوهش ارائه پاسخ تحلیلی از منظر اقتصاد سیاسی و نیز جامعه شناختی سیاسی به این پرسش است: تحریم‌های شدید نفتی و بانکی مرتبط با آن در بستر تنش‌های سیاسی و هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده آمریکا و هم پیمانان غربی آن چه تاثیری بر امنیت ملی ایران در دهه 1390 شمسی داشته است؟ فرضیه پژوهش آن است که با توجه به وابستگی شدید بودجه دولت ایران به درآمدهای نفتی، تحریم نفتی و کاهش شدید این درآمدها، امنیت ملی ایران در ابعاد اقتصادی و سیاسی را آسیب‌پذیر ساخته است. این مطالعه با روش تبیینی – تحلیلی و روش کتابخانه‌ای و اینترنتی برای داده‌ها در چارچوب رویکرد جامعه بنیاد مکتب کپنهاگ به امنیت ملی انجام شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که تحریم‌های نفتی در یک دهه اخیر به ویژه در دوره ریاست جمهوری ترامپ این پیامدهای منفی را بر اقتصاد ایران داشته است: ناعتمادی و کاهش شدید سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی، کاهش تولید در بخش‌های صنعتی و کشاورزی، عدم انتقال دانش فنی در نفت، بیکاری فزاینده، تورم شدید و بی سابقه ناشی از تحریم و نقدینگی بالای ناشی از استقراض‌های بی‌رویه دولت از بانک مرکزی و چاپ اسکناس، گسترش فساد اقتصادی در اشکال قاچاق، احتکار، اختلاس، رانت جویی، افزایش ضریب جینی یا نابرابری و شکاف طبقاتی شدید، آسیب پذیری شدید سرمایه‌گذاری صاحبان سرمایه‌های کوچک و میانی در بورس و جاهای دیگر. چنین پیامدهای منفی ناشی از تحریم‌ها به ویژه در نیمه دوم دهه 1390 سبب رخ دادن اعتراضات ساختارشکن، رادیکال و زنجیروار با پیوندهای افقی بین اعتراضات اصناف و گروه‌های اجتماعی در شکل خیابانی شدند

التزام دولت‌ها به اعمال یکجانبه در ساختار مفهومی حقوق بین‌الملل

دوره 10، شماره 1، دی 1400، صفحه 297-321

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.21459.0

سیامک کریمی

چکیده در سال‌های اخیر انجام اعمال یکجانبه به دلایل مختلفی از سوی دولت‌ها گسترش پیدا کرده است. به موازت این توسعه، رویه قضایی بین‌المللی و دکترین نیز هرچه بیشتر با چالش‌های مفهومی و عملی این اعمال درگیر شده‌اند. یکی از این چالش‌ها، چرایی التزام دولت‌ها به اعمال یکجانبه‌شان است. در این چارچوب، این پرسش مطرح است که برخلاف اعمال دو یا چندجانبه که در قالب پیمان‌های بین‌المللی متبلور شده و در آن‌ها تعهد هر دولت به اتکای تعهد طرف مقابل بنا می‌شود، در غیاب طرف یا طرف‌های مقابل، تعهد ناشی از عمل یکجانبه برچه اساسی ساخته و با چه توجیهی الزام‌آور شناخته می‌شود. این مقاله، ضمن بررسی همه نظریه‌های ارائه شده در پاسخ به پرسش فوق و پرتوافکنی بر اختلاف‌نظر دیوان بین‌المللی دادگستری و کمیسیون حقوق بین‌الملل در این خصوص، تلاش کرده تا این نظریه‌ها را با رویه قضایی و دولتی موجود انطباق دهد. یافته‌های این مقاله مویّد آن است که از میان این نظریه‌های متکثر، نظریه اراده دولت، به واسطه جایگاه استعلایی دولت در ساختار حقوق بین‌الملل، قابل دفاع‌ترین نظریه است.

بررسی بایسته های دیپلماسی رسانه ای ایران درجنگ روسیه و اوکراین

دوره 12، شماره 2، خرداد 1403، صفحه 269-303

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.83636.1418

مهدی شیرمحمدی

چکیده زمینه و هدف:
از 24 فوریه (5 اسفند 1400) که جنگ روسیه واوکراین آغاز شد، تقابل روسیه و آمریکا در اوکراین، منجر به افزایش اهمیت استراتژیک ایران شده است. با عنایت به طولانی شدن جنگ اوکراین، مقاله حاضر با هدف بدست آوردن راهکارهای اساسی برای تقویت ظرفیت دیپلماسی رسانه ای ایران درجنگ روسیه واوکراین می باشد.
روش:
روش این مقاله از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت کیفی از نوع تحلیل مضمون می باشد. مورد مطالعه تعداد 11 نفر صاحب نظران رسانه ای شامل می شود. روایی محتوایی با استفاده از نظرات اساتید و متخصصان تعیین شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. تجزیه تحلیل داده ها در دو مرحله صورت گرفت. در ابتدا بر اساس نتایج مصاحبه ها، اطلاعات استخراج و سپس کدگذاری و طبقه بندی داده ها صورت پذیرفت. برای انجام تحلیل مضمون از نرم افزار MaxQDA 2022 استفاده شده است.
یافته‌ها:
نشان داد با استفاده از محتوای تولید شده در رسانه های اجتماعی می توان عوامل سیاسی و اقتصادی را در ارتقاء منافع ملی ایران تقویت کرد.
نتیجه‌گیری:
بیانگر آن است که حوزه دیپلماسی رسانه ای ایران از فرصت‌های به‌وجود آمده جنگ اوکراین، می تواند در راستای توسعه صادرات و واردات کشور و تقویت هژمونی به عنوان بازیگر فعال بهره‌مند شود.

انعطاف‌پذیری الزام راهبردی سیاست خارجی بازیگران در سیستم پیچیده بین‌الملل

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 276-302

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92502.1645

محمدرضا فرجی

چکیده با پیچیده شدن سیستم بین‌الملل، اصول راهبردی سیاست خارجی بازیگران دستخوش تغییرات اساسی گردید. یکی از اصول سیستم‌های پیچیده، درجات آزادی عناصر سیستمی می‌باشد. این اصل منجر به پیدایش چالش بین ثبات و تغییر به عنوان یکی از پارادوکس‌های اساسی سیستمی و واقعیت‌های بین‌المللی شده است. ثبات، بازیگران را به سمت راهبردهای مبتنی بر کنترل و تغییر، بازیگران را به سمت راهبردهای مبتنی بر خودساماندهی می‌کشاند. مدیریت کلاسیک با تمرکز بر کنترل مسائل سعی در حذف، تغییر یا اصلاح علت وقوع پدیده‌ها و کنترل مسائل و حفظ دوام سیستم داشت. بنابراین در سیستم‌های کلاسیک، راهبردها با درجات کنترل بر پدیده‌ها ترسیم می‌گردیدند. با پیچیده شدن سیستم بین‌الملل، احتمال کنترل پدیده‌ها به دلیل عدم تشخیص علت وقوع پدیده‌ها، غیرخطی بودن مسائل، عدم امکان جدایی بین مسائل، تداخل فرایندهای سیستمی و ناشی شدن پدیده‌ها از مسائل به ظاهر بی‌ارتباط، بسیار سخت و ناممکن گردیده است. در اینجا این سوال طرح می‌شود که الزام راهبردی بازیگران به منظور دستیابی به اهداف و منافع و حفظ پایداری و دوام در شرایط پیدایش واقعیت‌های نوظهور در سیستم پیچیده بین‌الملل چیست؟ در پاسخ به سوال پژوهش این فرضیه طرح می‌شود که مدیریت پیچیده با تمرکز بر خودساماندهی، اصل انعطاف‌پذیری راهبردی را بر راهبردهای بازیگران در سیستم پیچیده بین‌الملل تحمیل می‌کند. یافته‌های پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش پژوهش کیفی بیان‌گر این می‌باشد که انعطاف‌پذیری راهبردی نقش حیاتی در توسعه مستمر، ترکیب مجدد و استفاده تطبیقی از منابع موجود ایفاء می‌کند. این مسئله به سیستم اجازه می‌دهد تا محیط را پویش و در زمان مناسب به تغییرات و تهدیدات با شناسایی فرصت‌ها و نوآوری راهبردی پاسخ دهد.

مشروعیت اقدام موشکی ایران علیه پایگاه نظامی عین الاسد

دوره 11، شماره 2، فروردین 1402، صفحه 288-305

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.72007.1139

غلامعلی قاسمی، محمد ستایش پور

چکیده اقدام موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران علیه پایگاه نظامی آمریکا موسوم به عین الاسد، که متعاقب حمله پهبادی آمریکا و شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و چند تن از یاران ایشان در عراق صورت گرفت، نظریات مختلفی را در مورد مشروعیت آن به دنبال داشته است. اقدام متقابل، دفاع مشروع و رضایت سه عاملی هستند که دراین باره در انگاره ها و آموزه های حقوقی مطرح شده اند. طبق حقوق بین الملل عرفی و ماده 20 مواد 2001 درموردمسئولیت بین المللی دولت ها، رضایت کشورعراق موجب می شودکه اقدام جمهوری اسلامی ایران دراین کشور،موجب نقض تمامیت ارضی عراق و مصداق مداخله در امور داخلی نباشد. در این باره، اقدام متقابل، نمی تواند تعهد کشورها به عدم توسل به زور را متأثر سازد و خواسته جامعه اسلامی ایران در مورد «انتقام سخت»، به آن معنا نیست که اقدام موشکی یادشده یک اقدام تلافی جویانه، در معنای خاص کلمه، به آن گونه که در برخی انگاره های حقوقی بین المللی آمده است قلمداد شود. در این باره، با توجه به سریالی بودن عمل متخلفانه ایالات متحده آمریکا و نیز وجود قرائن از مقامات رسمی مبنی بر ادامه چنین عمل متخلفانه ای، دریافته می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران، دفاع مشروع بدان نحو که به عنوان حقی ذاتی در ماده 51 منشور ملل متحد آمده است، دانسته شود. این امر، نباید به منزله دفاع مشروع پیش دستانه قلمداد گردد بلکه زنجیره ای بودن اعمال متخلفانه آمریکا موجب می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران در قالب دفاع مشروع در حقوق بین الملل مشروع و قانونی باشد.

زمینه‌های بازآفرینی بحران در روابط ایران و عربستان سعودی

دوره 10، شماره 2، فروردین 1401، صفحه 295-321

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.71122.1114

عباس نادری، قدرت احمدیان، فرهاد دانش نیا

چکیده جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی از مهم‌‌ترین بازیگران منطقه خلیج فارس و غرب آسیا بوده که پس از انقلاب اسلامی روابط پر فراز و نشیبی را تجربه کرده‌اند. در حالی که قبل از انقلاب اسلامی علی‌رغم رقابت‌های پیدا و پنهان، اهداف و منافع موازی را دنبال نموده و نوعی همگرایی و ثبات نسبی بر روابط آنها حاکم بود. اما با وقوع انقلاب اسلامی، ساخت‌های اجتماعی و هویتی متضادی بین ایران و عربستان برساخته شد که به تبع این ساخت‌های متعارض، واقعیتهای ناسازگار و معکوس بر روابط آنها سایه انداخته و تقابل و تضاد بر مناسبات دو کشور حاکم شده است. از این رو، الگوی روابط منازعه‌آمیز میان دو کشور شکل گرفته به گونه‌ای که روابط مسالمت‌آمیز در مناسبات آنها امری زودگذر و وقوع بحران و باز رخداد بحران به امری ماندگار و بنیادین تبدیل شده ‌است.این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی به بررسی دلایل و زمینه‌های عودشدن بحران در روابط دو کشور پرداخته و داده‌های پژوهش نشان می‌دهد که باز رخداد بحران،‌ در مناسبات آنها، تابعی از ژرف ساخت‌های اجتماعی متضاد(مانند اسلام سیاسی در مقابل اسلام وهابی) و عناصر ناساز هویتی (همانند انقلابی‌گری و ایران گرایی تاریخی در برابر محافظه کاری و عرب گرایی سعودی) و کنشهای کلامی مخاصمه آمیز نخبگان سیاست و دیانت دو کشور بوده است.

گذار دریاپایه و پویایی های دریایی چین-امریکا

دوره 11، شماره 1، مهر 1401، صفحه 295-320

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.73078.1167

فاطمه محروق

چکیده تکامل نظام بین‌الملل قرن بیست‌و‌یکم به‌سوی نظامی پیچیده و آشوبی، به‌دلیل هم‌زمانی گذار جهانی و منطقه‌ای قدرت ناشی از رقابت میان چین و ایالات ‌متحده سبب اهمیت یافتن دریاها در فرایند گذار نظم شده است. برایند چنین گذاری را می‌توان در تنش‌های دریایی هندوپاسیفیک، به‌ویژه در دریای جنوبی چین، مشاهده کرد. چنین گذار چندسطحی‌ای، بیانگر ناکارآمدی الگوی سنتی گذار قدرت و ضرورت تعدیل آن در چارچوب نظام‌‌های پیچیده است. براین‌اساس، پژوهش حاضر، درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که «دریا و اقیانوس، چه نقشی در گذار قدرت در نظام‌های بین‌المللی پیچیده دارند؟» فرضیۀ نگارنده این است که «رقابت برای تسلط بر دریاها و اقیانوس‌ها می‌تواند نقطۀ انتقال فشارهای گذار سیستمی به شاخه‌های نظم منطقه‌ای و تغییر معماری امنیتی آن به‌سوی نظم نوین امنیتی دریاپایه باشد». پژوهش حاضر با استفاده از نظریۀ گذار قدرت چندسطحی، تلاش دارد تا از چشم‌اندازی سیستمی به تبیین پویش‌ها و رقابت‌های دریایی چین و امریکا در فرایند گذار بپردازد. روش انجام پژوهش، قیاسی‌ـ‌استقرایی مبتنی‌بر استنتاج و ترکیب است. براین‌اساس، ابتدا اصول و قواعد گذار در نظام‌های پیچیده و آشوبی، استخراج و با ترکیب آن‌ها، الگوی گذار شاخه‌ای و نظام جامع کنترل شبکه‌ای ارائه می‌شود.

معرفت‌شناسی بدن‌مند؛ رهیافتی نوین برای شناخت روابط بین‌الملل

دوره 12، شماره 1، آذر 1402، صفحه 302-327

https://doi.org/10.22067/irlip.2023.77262.1291

حسین سلیمی، ماندانا سجادی

چکیده از حدود یک دهه پیش این پرسش مطرح‌شده است که علوم اعصاب شناختی چطور می‌تواند به مطالعه دانش روابط بین‌الملل کمک کند. چطور دانشی که نگاهی کل گرایانه به جهان دارد می‌تواند از روش‌های اثبات گرایانه و فردگرایانه علوم اعصاب اجتماعی بهره بگیرد؟ به نظر می‌رسد تا زمانی که درک درستی از ابعاد معرفت‌شناختی علوم اعصاب اجتماعی و پارادایم‌های حاکم بر آن و نیز نسبت آن با معرفت‌شناسی در روابط بین‌الملل نداشته باشیم نمی‌توانیم از این دانش برای مطالعه سیاست جهانی بهره بگیریم. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش بوده ایم که معرفت شناسی بدنمند چه تاثیری بر نظریه روابط بین الملل بر جای گذاشته است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش ارائه داده ایم این است که بدنمندی به‌عنوان یکی از پارادایم‌های جدید معرفت‌شناسی در علوم شناختی با رد دوگانه پنداری دکارتی و قرار دادن تجربیات بیناذهنی اجتماعی بدنمند در کانون شناخت شیوه‌های تازه‌ای برای مطالعه امر بین‌الملل معرفی می‌کند و ضمن دوری جستن از تقلیل‌گرایی، فردگرایی و اثبات‌گرایی، امکان مطالعه نقش متقابلاً قوام دهنده و علی بدن- فرهنگ را در تکوین ساختارهای بین‌المللی فراهم می‌سازد. یافته های حاصل از این مطالعه نظری نشان می دهد که بازتاب این معرفت‌شناسی را می توان در نسل جدید نظریه‌های فمینیستی ، چرخش کرداری و پسااستعماری روابط بین‌الملل، چشم‌اندازی نوین برای فهم پدیده‌های بین‌المللی مشاهده کرد.

بهبود مناسبات تهران-ریاض و پویش صلح هرمز

دوره 10، شماره 1، دی 1400، صفحه 323-355

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.67380.1002

سیدمحمد موسوی، غفار زارعی، امین روان بد

چکیده هدف پژوهش حاضر کشف بنیادی‏ ترین گام برای پیاده‏ سازی ابتکارهای مبتنی بر انگاره امنیت درون‏زا در خلیج فارس ازجمله «پویش صلح هرمز» است. از این رو پرسش اصلی مقاله این است که «زیربنایی ‏ترین گام برای پیاده ‏سازی پویش صلح هرمز کدام است؟» از آنجاکه لازمه پیاده‏ سازی پویش صلح هرمز، تضعیف الگوی بی‏ اعتمادی دیرینه درهم ‏تنیده ‏شده با عداوت معاصر میان ایران و شورای همکاری خلیج فارس به ‏شمار می ‏آید، فرضیه مقاله این بوده است که «بهبود مناسبات دوجانبه تهران-ریاض، زیربنایی‏ترین گام برای پیاده‏ سازی پویش صلح هرمز به ‏شمار می‏ آید.» این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ ها از روش ‏شناسی استنتاجی استفاده شده است. چارچوب مفهومی حاکم بر مقاله نیز با اعمال نظریه موازنه تهدید بر نظریه مجموعه امنیتی منطقه ‏ای شکل گرفته است. یافته ‏های مقاله در تکمیل فرضیه مقاله به این واقعیت اشاره دارند که اولا وجود حداقل درجاتی از همگرایی امنیتی میان تهران و ریاض برای پیاده‏ سازی هرگونه الگوی امنیتی مبتنی بر انگاره امنیت درون‏زا در خلیج فارس ضروری است و ثانیا چون عربستان انگیزه‏ای برای پیاده ‏سازی ابتکارهای مبتنی بر امنیت‏ درون‏زا در منطقه ندارد، تهران می‏ تواند با ایجاد تفاهم با ریاض بر سر برخی مناطق نفوذ در خاورمیانه به کمینه شرایط لازم برای همگرایی امنیتی با عربستان سعودی دست یابد.

راهبرد کلان سیاست خارجی دولت ترامپ: تغییر یا تداوم؟

دوره 9، شماره 2، شهریور 1400، صفحه 365-392

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.21523.0

ابراهیم یوسفی راد، مجید بزرگمهری، عباس هاشمی، قربان علی قربانزاده سوار

چکیده انتخاب دونالد جی ترامپ به سمت ریاست‌جمهوری امریکا در 8 نوامبر 2016، پرسش‌های فراوانی را در مورد آیندۀ سیاست خارجی آمریکا به‌وجود آورد؛ ازجمله اینکه انتخاب رهبری که در سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش بسیاری از اصول دیرینۀ سیاست خارجی آمریکا را رد می‌کرد، ممکن است چه تأثیری بر آیندۀ رویکرد آمریکا به جهان داشته باشد، به‌ویژه اینکه دولت ترامپ، میراث جمهوری‌خواهان، دموکرات‌ها، و باراک اوباما را هم با خود داشت. پرسشی که مطرح می‌شود این است که «آیا در سیاست خارجی کلان و راهبردی آمریکا در دوران چهارسالۀ ترامپ، شاهد تغییرات بنیادین و اتخاذ الگوهای جدید در سیاست خارجی بوده‌ایم، یا سیاست یادشده، ادامۀ روند پیشین بوده است؟ در این پژوهش از روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مراجعه به نظرات صاحب‌نظران استفاده شده و سعی شده است در پرتو یک چارچوب مفهومی ترکیبی، سیاست خارجی آمریکا در عصر کوتاه ترامپ ارزیابی شود. ترکیبی از دیدگاه‌های واقع‌گرایانه، نوع نخست، و شباهت‌های خانوادگی می‌تواند برای تبیین تداوم راهبردهای کلان سیاست خارجی آمریکا در دورۀ ترامپ، راهگشا باشد. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، کمک به مطالعات آمریکاشناسی در حوزۀ مطالعات روابط بین‌الملل و ارائۀ تصویر دقیق‌تری از روند سیاست خارجی آمریکا برای مقامات ایران در دورۀ ترامپ است.

ریشه‌های اندیشۀ سیاسی و مذهبی طالبان افغانستان (1996-2001)

دوره 12، شماره 1، آذر 1402، صفحه 299-321

https://doi.org/10.22067/irlip.2023.76292.1272

رضا سیمبر، عبدالله خاوری

چکیده مکتب دیوبندی که یکی از مکاتب فکری – مذهبی عمده در جنوب شرق آسیاست، تأثیر به سزایی در عملکرد و اعتقادات بنیادگرایان دینی به خصوص در افغانستان داشته است. طالبان که دانش آموختگان این مکتب بوده‌اند با تأثیرپذیری از آن بسیاری از اصول و قواعد حکومت خود را پایه‌گذاری کردند. با اشغال افغانستان توسط شوروی سابق و مهاجرت خیل زیادی از افغان‌ها به پاکستان و با درنظر داشت هم تباری و هم زبانی برخی از این مهاجرین ( پشتون‌ها ) با علمای این مکتب، باعث شد تا این افراد جذب مدارس دینی شده و به طلاب علوم دینی تبدیل شوند که توسط مدارس علمیه دیوبندی آموزش داده می‌شدند. با حمایت‌های دولت وقت پاکستان و جابجایی این افراد بین دو کشور افغانستان و پاکستان، خیلی زود اصول و اندیشه‌های این مکتب بین افراد طالبان گسترش یافت. در این تحقیق در پی پاسخگویی به این سؤال هستیم که اندیشه سیاسی و مذهبی طالبان از کجا نشأت می‌گیرد؟ فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر این است که گروه طالبان با پیروی از آموزه‌های مکتب دیوبندی، بسیاری از اصول و قواعد حکومت خود را طی سال‌های 1996-2001 پایه‌گذاری کردند. برای ارزیابی فرضیه تحقیق، نویسندگان از نظریه پخش استفاده کردند که یکی از نظریه‌های معتبر برای ارزیابی و سنجش چگونگی گسترش هر نوع نوآوری فکری یا فیزیکی استفاده می‌شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و برای جمع‌آوری منابع نیز از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است.

آپارتاید خزنده؛ روندپژوهی سیاست‌های تبعیض‌آمیز اسرائیل و تغییر بافت جمعیتی فلسطین (2023-1996)

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 303-330

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.95131.1703

سیدحسین اطهری، ابوالقاسم شهریاری، سیدهاشم منیری

چکیده برخلاف رویکردهای رسمی که بر «راه‌حل دو دولت» تأکید دارند، تحلیل‌ها حاکی از آن است که اسرائیل از طریق مجموعه‌ای از اقدامات تدریجی و به‌ظاهر قانونی، ساختاری آپارتایدی را بر فلسطینیان تحمیل نموده است؛ بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی سیاست‌های اسرائیل در قالب نظریه «آپارتاید خزنده» است و این سؤال مطرح شده است که «آپارتاید خزنده» چگونه در عمل به راهبردی برای تغییر بافت جمعیتی و ایجاد وابستگی ساختاری فلسطینیان به اسرائیل در بازه زمانی 2023-1996 بدل شده است؟ فرضیه پژوهش نیز بدین شرح است که اسرائیل از طریق تسلط فضایی و اعمال وضعیت تبعیض‌آمیز، شرایط زیست را برای فلسطینیان ناممکن ساخته و به‌موجب خروج جمعیت شده است. روش تحقیق روندپژوهی است و روند متغیرهای جمعیتی، اقتصادی و فضایی در بازه زمانی 1996 الی 2023 مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها حاکی از آن است که سیاست‌های اسرائیل سبب کاهش شدید جمعیت روستایی، محدود شدن زمین‌های کشاورزی، وابستگی یک‌جانبه‌ی اقتصاد فلسطین به اسرائیل، افزایش چشمگیر نرخ بیکاری و رشد مهاجرت و جمعیت پناهندگان شده است. این روندها بیانگر آن است که اسرائیل از طریق کنترل سرزمین، وابسته‌سازی اقتصادی و تحمیل شرایط زیست نامناسب، زمینه‌ی جابه‌جایی اجباری فلسطینیان و تغییر ترکیب جمعیتی سرزمین‌های اشغالی را فراهم آورده است. همچنین، آپارتاید خزنده نه یک وضعیت لحظه‌ای، بلکه فرآیندی تدریجی، نهادینه‌شده و قانونی‌سازی‌شده است که با انکار حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و استمرار سلطه‌ ساختاری اسرائیل، آینده‌ی تشکیل دولت مستقل فلسطینی را بیش از پیش با چالش مواجه ساخته است.

تحول در مبانی و بسترهای سیاسی-امتیتی قدرت در خاورمیانه و الزامات راهبردی-رویکردی ج.ا.ایران

دوره 12، شماره 2، خرداد 1403، صفحه 305-334

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.82198.1381

فرزاد رستمی، مختار زیبایی، فروزان مرزبانی

چکیده کسب و حفظ موقعیت برتر در ژئوپولیتیک چالش‌ برانگیز خاورمیانه، از اولویت‌های استراتژیک ایران بوده و این مهم سالیان طولانی در سایه بهره‌مندی از دو بال قدرت نظامی و ایدئولوژیک کشور قابل تحقق بوده است. جایگاهی که با وجود اولویت عمل‌گرایی و تحول در مدارهای تولید قدرت و ثروت منطقه‌ای از جمله اولویت‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، اصلاحات اجتماعی، ظهور کنشگران جدید قدرت‌ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، شکل‌گیری بلوک‌های جدید قدرت، اولویت‌ علم و فناوری و ... با چشم‌اندازی نگران کننده برای حفظ جایگاه منطقه‌ای ایران مواجه شده است. موضوعی که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و طرح نظریه امنیت منطقه‌ای، در قالب این سوال که الزامات راهبردی-رویکردی ایران با وجود تحولات مبانی و بسترهای سنتی قدرت در خاورمیانه کدامند؟ و این فرضیه که ایران مستثنی از تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه نبوده و بازنگری در سیاست‌های گذشته مبتنی بر محدود شدن به رقابت‌های ایدئولوژیکی-امنیتی جهت حفظ موازنه و عدم حذف از امنیت چند بعدی قدرت در جریان خاورمیانه ضروری می‌باشد، مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد خاورمیانه جدید بر‌خلاف سیاست‌های آرمان‌گرایانه و رئالیسم‌محور ایران، با کاربست سیاست‌های لیبرالیستی و عمل‌گرایانه و با محوریت قدرت ترکیبی حرکت کرده و تاکتیک سنتی ایدئولوژی-امنیت، با وجود تنش‌زدایی منطقه‌ای، واگذار کردن نتیجه بازی قدرت به رقبا بوده و در این راستا لازم است ایران جهت حفظ اقتدار منطقه‌ای، اقداماتی از قبیل دیپلماسی کارآمد و بدون آزمون و خطا، بکارگیری اقتصاد چند‌بعدی و دانش‌بنیان، بهره‌مندی از ظرفیت‌های ژئوپولیتیکی، بهبود روابط جامعه و حاکمیت به عنوان پشتوانه سیاست خارجی، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی و... انجام دهد.

نظریۀ گزینش هستی‌شناسانه:چهارچوبی برای آینده‌پژوهی پدیده‌های بین‌المللی

دوره 11، شماره 2، فروردین 1402، صفحه 306-344

https://doi.org/10.22067/irlip.2022.68304.1016

غلامرضا کحلکی، عبدالرضا بای، علی محمدزاده

چکیده سازمان جامعه‌بین‌المللی با رویکرد سیستمی به آن، متشکل از ذیل سیستم‌هایی است که تحلیل و آینده‌پژوهی کنش‌های آن‌ها از اهمیت بسیاری نزد متخصصان حوزه روابط‌بین‌الملل برخوردار است. رویکرد سیستمی برای تحلیل پدیده‌های عرصه‌بین‌الملل، مبتنی بر درک کلیت آن‌ها است. بر این اساس، درک منابع یا آن‌گونه که نوشتار پیش رو به آن اشاره می‌کند، ژن‌های سازنده سیستم‌های عضو سازمان جامعه‌بین‌الملل، برای فهم «ادراک»ها و «به‌گزینش»های آنان ضروری است. تلاش شد تا نظریه‌ای جدید برای تحلیل پدیده‌های عرصه‌بین‌الملل ارائه شود و به سیستم با رویکردی جامع نگریسته شده و عناصر مادی و معنایی آن در ارائه نظریه‌ای با عنوان «گزینش هستی‌شناسانه» مدنظر قرار گیرد. در ارائه این دستگاه نظری، به‌تمامی عناصر تحلیلی که می‌بایست برای ارائه دستگاهی نظری نسبت به آن‌ها اهتمام داشت، توجه شد؛ درواقع، مفاهیم انسان‌شناسی، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی ونیز سطوح تحلیل در ارائه دیدگاه سیستمی مذکور، مدنظر قرار گرفت. علاوه بر این، به «غایت» که حاصل برسازی مادی‌گرایانه و یا معنا‌گرایانه هویت‌ها، ایدئولوژی‌ها و اهداف سیستم‌ها است، توجه شد. در نوشتار پیش رو همچنین به چگونگی انحراف از غایت که بر درک، تحلیل و آینده‌پژوهی کنش‌های سیستم‌ها مؤثر بوده و نیز، فرآیندهای معنایی دگرگرایانه، توجه شده است. بر این باور است که با درک ادراک‌ها و به‌گزینش‌های غایت‌گرایانه سیستم‌ها، قادر خواهیم بود که نسبت به تحلیل و آینده‌پژوهی کنش‌های آن‌ها اقدام کنیم؛ بدیهی است که دستگاه نظری ارائه‌شده می‌بایست برای تحلیل پدیده‌های گوناگون مورداستفاده قرار گیرد که اهتمام نگارنده در آینده معطوف به این مهم خواهد بود.

تأثیر پسینیِ بحران گروگان‌گیری بر روابط ایران و آمریکا

دوره 10، شماره 2، فروردین 1401، صفحه 323-343

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.70405.1074

علی اکبر ندائی

چکیده بخش اعظم تاریخ روابط خارجی کشور ایران، به مدت بیش از نیم قرن، متاثر از رابطه با ایالات متحده و کیفیت آن بوده است. هدف اصلی این نوشتار پرداختن به دوره ای از این روابط؛ شامل تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان ایرانی؛ و تبعات و پیامدهای منفی آن است. بدین منظور از نظریه «وابستگی به مسیر»، برای تبیین این رابطه بهره گرفته شده است. سوال اصلی تحقیق، به این امر اختصاص یافته است که؛ وابستگی به مسیر چگونه با توجه به محیط و شرایط آن دوره سبب ساز پیش رفتن اوضاع به سمت و سوی خصومت و دشمنی بین دو کشور گردیده است. مدعای این پژوهش بر این فرضیه استوار است که، تصمیمات متقابل دو کشور پس از آن واقعه به عنوان یک نقطه عطف، متضمن وابستگی به مسیر بوده است و بواسطه آن قابل تبیین است. بنابراین، پس از جستجو در کتب و مقالات مختلف، با سود جستن از روش کیفی به تحلیل و تبیین تصمیمات و اقدامات طرفین درگیر در بحران مبادرت نمودم. یافته های پژوهش بر تاثیر منفی وابستگی به مسیر در محیط بحرانی و عدم اطمینانِ حاصل از آن بزنگاه مهم دلالت دارد. نتیجه این که؛ تصمیمات تهران و واشینگتن به دلیل وابسته به مسیر بودن در هر مرحله، بر وخامت اوضاع افزوده است.

اورآسیاگراییِ نوین در سیاست خارجی ایران دورۀ حسن روحانی

دوره 10، شماره 1، دی 1400، صفحه 357-388

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.68632.1025

علیرضا نوری

چکیده هدف این مقاله بررسی پیشران‌های اوراسیاگرایی جدید ایران و تحلیل اهداف و دورنمای آن در دوره روحانی است. راهبرد پیشین در این زمینه زیر عنوان «نگاه‌به‌شرق» به دلایل مختلفی چون شناخت نادقیق از روندها و قدرت‌های اوراسیایی، اجماع اندک، سیاست‌زدگی و امریکازدگی دستاورد مشخصی نداشت و اساساً واکنشی به فشارهای امریکا بود. هرچند این فشارها متغیری همچنان مهم در نواوراسیاگرایی جدید ایران است، اما در رویکرد جدید سعی شده ضمن تلاش برای کاهش اثر این متغیر، سیاست فعال‌تری برای مشارکت در پویایی‌های جدید اوراسیایی اتخاذ شود. این مقاله با روش کیفی- سیستمی و توجه به برهم‌کنش متغیرها، کارگزاران و موضوعات مختلف در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی و در چهارچوب «بین‌دولت‌گرایی‌جدید»، جنبه‌های نظری و عملی نواوراسیاگرایی ایران را بررسی می‌کند. احتراز از سیاست‌زدگی، رویکرد تعدیل فشار و نه ضرورتاً مقابله با امریکا، اجماع بیشتر داخلی، سیاست چندبرداری، تأکید بر ژئواکونومی به جای ژئوپولیتیک و نگاه جامع و نه جزئی‌نگر از وجوه عمده اوراسیا‌گرایی جدید ایران هستند. به‌عنوان نتیجه، تأکید می‌شود که هرچند فشار امریکا عامل «اجبارآمیز» مهمی در اوراسیاگرایی جدید ایران است، اما تلاش برای انطباق با تحولات فزاینده بین‌المللی و اوراسیایی در شرایط گذار به نظم جدید نیز متغیر «انتخابی» مهمی در شکل‌گیری این سیاست است.

اعمال فراسرزمینی قانون اروپایی حفاظت از داده‌های شخصی در آمریکا

دوره 12، شماره 1، آذر 1402، صفحه 322-352

https://doi.org/10.22067/irlip.2023.76205.1267

محمد علی شریفی کیا، فریده شعبانی جهرمی

چکیده در عصر حاضر لزوم حمایت از داده های شخصی کاربران در فضای سایبر امری اجتناب ناپذیر می باشد، لذا حکومت ها و ساز و کار های منطقه ای و بین المللی نظیر اتحادیه اروپا نیز دست به فعالیت های تقنینی در این عرصه زده اند. از طرفی برداشت غالب در زمینه قوانین مصوب درون اتحادیه اروپا این است که اجرای این قوانین نیز محدود به سرزمین دولت های تشکیل دهنده این نهاد منطقه ای می باشد، حال آنکه از مفاد آخرین سند حفاظت از داده اروپا (GDPR: 2016) چنین برداشت می شود که ویژگی فرامرزی داشته و در خارج از مرز های اتحادیه نیز قابل اعمال است. پژوهش حاضر نیز با استفاده از روش تحلیلی توصیفی در تلاش است تا با بررسی متن این سند و نسخه قبلی آن (DPD: 1995)، و مهم ترین پرونده های مطرح شده در دیوان دادگستری اتحادیه اروپا در خصوص انتقال داده های شخصی کاربران اروپایی به ایالات متحده آمریکا، به بررسی امکان اعمال فرامرزی این سند در کشور های غیر عضو اتحادیه نظر آمریکا بپردازد. در نهایت یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که با توجه به قدرت سیاسی و اقتصادی قابل توجه اتحادیه، تعداد زیاد کاربران اروپایی در فضای نت، تفاسیر و آراء ارائه شده توسط دیوان اروپا، سوابق ساز و کار های انتقال داده بین اروپا و آمریکا و همچنین ضمانت اجراهای پیش بینی شده در این سند، می توان گفت که عملا این مقررات ویژگی فرامرزی داشته و در خارج از اتحادیه نیز اعمال می شود.

ایدئولوژی و ژئوکالچر سلفیسم، تهدید وجودی علیه ایران: مختصات نظری – میدانی، تهدیدات و راهکارها

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 331-358

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92632.1649

محسن عباس زاده مرزبالی، آرش رئیسی نژاد

چکیده سلفیسم رادیکال- جهادی که به‌منزله «ایدئولوژیِ خشونت و ترور» در بافت جامعه­شناختی ویژه­ای با نوعی «اقبال توده­ای» مواجه می­شود، در ترکیب با ژئوپولتیک ویژه­ خاورمیانه توانایی کنشگری جمعی برای گروه‌های غیردولتی تروریستی فراهم می­کند. ایران به دلیل موقعیت فرهنگی‌ پیشران نیروی ژئوکالچرال شیعی در خاورمیانه (زمینه‌ساز تصادم با نیروی ژئوکالچرال سنی پیرامون) و تنوع مذهبی در جغرافیای خاص تهدیدآمیز (مرزنشینی اهل سنت در همسایگی کشورهای سنی‌نشین) آسیب‌پذیری خاصی در برابر این پدیده دارد. پرسش این است که سلفیسم جهادی چه تهدیداتی و با چه سازوکاری برای امنیت ملی ایران می‌تواند درپی داشته باشد؟ فرضیه پژوهش این است که سلفیسم جهادی به‌مثابه یک نیروی ژئوکالچرال ضد شیعی/ ضد ایرانی می‌تواند از طریق ایجاد بی‌ثباتی در محیط پیرامونی و مرزهای کشور، و بسیج و رادیکالیزه­کردنِ اجتماع اهل سنت داخلی، تأثیر منفی بر منافع و امنیت ملی ایران نهد. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد ارائه تحلیلی کاربردی از تهدیدات سلفیسم جهادی علیه ایران و چگونگی مواجهه با آن در سیاست خارجی و داخلی می­باشد. این تحلیل با تأکید بر تنیدگی نظریه و عمل صورت می­گیرد و متقابلا راه­حل‌ها ناظر به ابعاد نظری و عملی خواهند بود. بدین منظور، داده­های گردآوری­شده از منابع کتابخانه­ای در یک قالب تحلیلی متشکل از دو لایه‌ی مکمل، یعنی تحلیل «در زمانی و همزمانی»، به‌کار گرفته می‌شود؛ بدین­صورت که در ابتدا با استفاده از تکنیک تحلیل روند به توضیح «روندپژوهانه»‌ی شکل‌گیری و تداوم تاریخی تهدیدات ژئوکالچرال علیه ایران می‌پردازد. سپس با تمرکز بر مختصات نظریِ «ایدئولوژی‌شناسانه»‌، تبیینی از چگونگی تهدیدزاییِ سلفیسم جهادی به‌عنوانمخاطره‌برانگیزترین نیروی ژئوکالچرال امروزی در قبال ایران به دست می‌دهد. کوتاه آنکه، پژوهش پیش‌ِرو به‌گونه‌ای سیستماتیک و روشمند روایتی از نسبت سلفیسم جهادی با ایران تحت عنوان «ایدئولوژی و ژئوپولیتیکِ تهدید» ارائه می‌دهد.

آسیب شناسی دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال ترکمنستان (2015 - 2020) با تأکید بر رویکرد پارادیپلماسی

دوره 12، شماره 2، خرداد 1403، صفحه 335-354

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.83562.1414

الهام صباغ، مهناز گودرزی

چکیده چندین دهه از فروپاشی شوروی گذشته است و ارتباط با کشورهای جداشده از شوروی سابق از فردایِ پس از فروپاشی در دستورکار دستگاه سیاست‌خارجی ایران قرار گرفت. ایران با فروپاشی نظام دوقطبی، تلاش‌های متعددی را برای گسترش روابط راهبردی با واحدهای سیاسی مستقل کرد؛ تلاش‌هایی که بیشترِ آن‌ها در قالبِ دیپلماسی رسمی تعریف می‌شوند. این درحالی است که چندوجهی شدن روابط دیپلماتیک باعث تغییر سطوح دیپلماسی و مراودات سیاسی کشوها و اتخاذ رویکرد پارادیپلماسی شده است. از منظر پارادیپلماسی، هویت‌های خُرد و فروملی مستقل از حکومت‌های مرکزی می‌توانند در عرصه بین‌المللی به نقش‌آفرینی بپردازند. بر پایه چنین مفروضی، پرسش این نوشتار این است که: «نقاط قوت و ضعف روابط دیپلماتیک ایران و ترکمنستان کدام است و پارادیپلماسی چه کمکی به بهبود و ارتقاء این مناسبات می‌کند؟» در پاسخ به این پژوهش این فرضیه مطرح است که «عمده آسیب روابط دیپلماتیک تهران ـ عشق‌آباد، تمرکز انحصاری بر دیپلماسی رسمی بین دو کشور و بی‌توجهی به جنبه‌های جدید در روابط دیپلماتیک ازجمله پارادیپلماسی است که می‌تواند نقاط ضعف روابط رسمی در محورهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را کاسته و با تمرکز بر ابزارهای متنوع در حوزه‌های گوناگون دیپلماسی، بر بهبود مناسبات دو کشور بیفزاید.» روش انجام این پژوهش، کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده‌های آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای اسنادی گردآوری و در چارچوب نظریه پارادیپلماسی، بررسی و تحلیل‌شده‌اند.

بایسته‌های پرسمانِ سازه‌انگارانه در تحلیل سیاست خارجی

دوره 10، شماره 2، فروردین 1401، صفحه 345-368

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.21522.0

ناصر یوسف زهی، وحید سینایی

چکیده سازه ­انگاری امروزه پرکاربردی­ترین رهیافت ِنظری برای تحلیل سیاست خارجی است. اما این رهیافت تاکنون نتوانسته چارچوبی منسجم و مدل­سازی­ شده در اختیار پژوهشگران قرار دهد. ازاین­‌رو بسیاری از پژوهش‌­ها به ضرورت­‌های نظری، روشی و مفهومی که می‌­بایستی در تحلیل سیاست خارجی درنظر گرفته می­‌شد علم و وقوف کافی نداشته‌­اند. بدین‌­جهت دچار تحلیل­‌های سطحی و «تقلیل­‌گرایی نظری» شده­‌اند. پژوهش‌­های سازه­‌انگارانه در هستی­‌شناسی به «انسان‌شناسی» و «جامعه‌­پذیری» نپرداخته­‌اند. چنین «مشکلی تاحدودی ناشی از ماهیت سازه­‌انگاری است؛ زیرا سازه­‌انگاری ازآنجاکه حائل و سنتز پوزیتویسم و پساختارگرایی است، ترکیب متناقض‌­نمایی از عناصر عینی و ذهنی را در تحلیل سیاست خارجی دخیل ساخته است. لذا مطالعات «تجربی» نیازمند مطالعات «نظریِ» روشمند است. در این مقاله به این پرسش پرداخته می­‌شود: «براساس سازه­‌انگاری، مبانی و بایسته‌­های نظریِ پژوهش در تحلیل سیاست خارجی کدام­‌اند؟». طبق یافته­‌ها بررسی سیاست خارجی نیازمند تجزیه­‌وتحلیل ساز­ه‌­انگاری در ابعاد پنج­‌گانه هستی‌­شناسی، معرفت‌شناسی، روش­‌شناسی، گونه‌شناسی و مفهوم‌شناسی است.
در هستی‌­شناسی باید «سطح تحلیل» و «واحدهای تحلیل» مشخص شوند: سطح خُرد (انسان­‌شناسی، جامعه‌­شناسی و دولت­‌شناسی) و سطح کلان (نظام بین­‌الملل، سازمان‌­های بین‌­المللی، حقوق بین­‌الملل، ساختارها و کارگزاران بین­‌المللی). در معرفت­شناسی رابطه دانش و ارزش، سوژه و ابژه، تبیین و تفسیر، واقعیت و حقیقت و ماده و معنا تحلیل می‌­شود. هستی­‌شناسی و معرفت­‌شناسی روش­ پژوهش را مشخص می‌­سازند: کمی یا کیفی. سپس نوع سازه­‌انگاری انتخاب می­‌شود: تفسیری، انتقادی، پسامدرن یا پوزیتویستی. سرانجام سازه­‌های مفهومیِ پایه­ استخراج و تعریف می­‌شوند: بین­الاذهانیت، برساختگی، فرهنگ، هویت، انگاره، معرفت، هنجار و جامعه­‌پذیری. بااین­‌وجود، بایسته­‌های پنج‌­گانه مذکور حاکی از پیچیدگی و دشواری تحلیل سازه‌­انگارانهِ سیاست خارجی است.

راهبرد دفاع آفندی در حضور برون‌مرزی ایران در عمان و سوریه

دوره 10، شماره 1، دی 1400، صفحه 389-413

https://doi.org/10.22067/irlip.2021.67758.1005

امیرحسین وزیریان، شهروز شریعتی

چکیده حضور ایران در عمان و سوریه طی نیم قرن گذشته از نشانگان افزایش قدرت و نفوذ منطقه‌ای سیاست خارجی ایران تلقی شده است. این مقاله با بهره‌گیری از داده‌های مستند، منابع دست اول و روش اسنادی و تحلیل پسارویدادی مبتنی بر روش مقایسه‌ای در پی پاسخ به این پرسش است که چرا ایران طی نیم قرن اخیر در بحران‌های دو کشور عربی عمان و سوریه حضور یافت و این حضور نظامی چه دستاوردی برای منافع ملی ایران داشته است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد با وجود تفاوت‌های ماهوی نظام بین‌الملل و رژیم سیاسی حاکم بر کشور طی نیم قرن گذشته، حضور نظامی ایران در قلمرو پادشاهی عمان و جمهوری عربی سوریه در پرتو استلزامات حاصل از محاصره ژئوپولیتکی و لزوم خنثی‌سازی تهدیدات محیط پیرامونی در مرزهای خارج از کشور بوده است. این مقاله همچنین با استفاده از آموزه‌های نظریه رئالیسم و بهره‌گیری از مفهوم دفاع آفندی نشان می‌دهد دستاورد این حضور برون مرزی ایران در مورد بحران عمان جلوگیری از به خطر افتادن امنیت انرژی کشور و ممانعت از تهدید گسترش خطر کمونیسم در منطقه خلیج فارس و در مورد بحران سوریه پاسداری از تمامیت ارضی و خنثی‌سازی قابل توجه تهدید ژئوپولیتیکی رادیکالیسم سلفی در منطقه غرب آسیا بوده است.

رویکردسنجی ادبیات علمی روابط بین‌الملل ایرانی: بررسی مقالات علمی-پژوهشی سال‌1400

دوره 12، شماره 2، خرداد 1403، صفحه 355-375

https://doi.org/10.22067/irlip.2024.79000.1324

سجاد صادقی

چکیده تحول‌پژوهشی و رویکرد‌سنجی یکی از مباحث مهم در فهم وضعیت پژوهشی یک دانش در بازه‌ی مشخص زمانی و در یک جامعه‌ی دانشگاهی یا پژوهشی مشخص است. فقر نظری در این حوزه‌ی مطالعاتی در نهایت با ایجاد ابهام علمی منجر به عدم شکل‌گیری حلقه‌های فکری موثر خواهد شد. در این پژوهش بر مبنای رویکرد درون‌رشته‌ای و با مطالعه‌ی 143 مقاله‌ی پژوهشی روابط بین‌الملل ایرانی منتشر شده در سال 1400، پله‌ی اول نهاده شده است. براساس روش خاص ابداعی مبتنی بر دانش رایانه‌ای موفق به تشکیل جامعه‌ی آماری اتفاقی و قابل اتکاء شده‌ایم و برمبنای روش پژوهش نظریه‌ی داده بنیاد نیز در نهایت به پنج تئوری تایید شده دست یافتیم که در پژوهش‌های آینده در این حوزه می‌توانند بعنوان شاخص راهنما پژوهش‌ها باشند. خروجی پژوهش حاضر تعیین حوزه‌های فقرپژوهشی و موارد توجه بیش از حد است؛ آنچنان که دریافتیم روابط بین‌الملل ایرانی بیش از حد آمریکازده و بی‌توجه به نیازهای مبتنی بر دکترین سیاست‌خارجی دولت‌نهاد است. همچنان که در حوزه‌ی روش‌پژوهش و معرفت‌شناسی نیز سردرگمی ناشی از فقدان آموزش موثر را مشاهده کردیم. در پژوهش حاضر نگاه کلان‌نگر حاکم است و به بررسی با رویکرد برون‌رشته‌ای و عوامل ایجاد چنین "فقر" یا "شدت توجه" نپرداخته‌ایم. عدم توجه جامعه‌ی دانشگاهی به نیازهای مبتنی بر دکترین سیاست‌خارجی دولت‌نهاد دارای ریشه‌هایی از جنس عوامل محیطی و همچنین نظام ارزشی-هنجاری حاکم بر اندیشه‌ی متفکران روابط بین‌الملل ایرانی و تلاش برای فاصله‌گذاری معنادار با مباحث دولت‌نهاد است که موضوع پژوهش حاضر نبوده و می‌بایست در پژوهش‌های دیگر به آن پرداخته شود.

تحول سیاست خاورمیانه‌ای روسیه پس از جنگ اوکراین: از دمشق تا دبی

دوره 14، شماره 1، اسفند 1404، صفحه 359-383

https://doi.org/10.22067/irlip.2026.92826.1656

جهانگیر کرمی

چکیده مساله اصلی در این مقاله بررسی راهبرد دولت روسیه در سال‌های پس از جنگ اوکراین است که شاید مهم ترین نمود آن را بایستی در واکنش این کشور در قبال تحولات منطقه‌ای در سال های 2024 تا 2026 دریافت. بر مبنای چنین مساله ای، پرسش اصلی آن است که راهبرد خاورمیانه‌ای روسیه پس از جنگ اوکراین چگونه دگرگون شده است؟ یافته های نگارنده نشان می دهند که بازیگری روسیه از یک نقش عمدتا نظامی و سیاسی مهم به نقشی بیشتر اقتصادی تبدیل شده و برای سال‌های آینده نیز این وضعیت ادامه خواهد یافت. در واقع، ما در چهار سال اخیر، شاهد تحولی از بازی ژئوپلیتیک به نقش آفرینی ژئواکونومیک در رفتار منطقه‌ای کرملین هستیم. برای بحث در مورد ایده اصلی این مقاله کوشش خواهد شد تا از روش تحلیل کیفی متغیرهای فرضیه و شاخص های اصلی آن و مطالعه رابطه این متغیرها بهره بگیریم. سپس با بررسی روند تحولات سیاست خارجی روسیه از آغاز جنگ اوکراین در سال 2022 تا سقوط دمشق در 2024، وضعیت تغییر اولویت های این کشور در مناطق دیگر جهان و به‌ویژه خاورمیانه را با در نظر گرفتن واقعیت‌های میدانی نشان دهیم. همچنین، با نگاهی به کدهای مهم راهبردی در سند تدبیر سیاست خارجی روسیه 2023، اسناد همکاری روسیه و کشورهای دیگر همانند توافقنامه همکاری جامع و راهبردی ایران و روسیه در سال 2025، بیانیه‌های رسمی سازمان‌های دولتی، اظهارات مقامات ارشد دولتی به تحلیل کیفی آنها و تأثیرشان بر سیاست خاورمیانه‌‌ای این کشور بپردازیم. یافته این مقاله آن است که با درک بهتری از دگرگونی ژرف راهبرد روسیه می توانیم در مواردی مانند بیانیه مشترک روسیه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال جزایر ایرانی و یا بسنده کردن به برخی بیانیه‌ها و اظهارات دیپلماتیک در قبال جنگ ایران و اسراییل و امریکا انتظارات واقعی جمهوری اسلامی ایران را از همکاران شرقی تعدیل نماییم.